طلوع

محفل جهاد فکری
سرآغاز

روزنوشت جمعی طلوع محفل جهاد فکری چند طلبه و دانشجوی متعهد به ارزش‌های اسلام ناب محمدی(ص) است. در این مجال، با سرمشق گرفتن از مکتب امام خمینی(ره) جهاد فکری خود را در رکاب حضرت آیت الله خامنه‌ای پیگیری خواهیم کرد.

طبقه بندی موضوعی

۲۵ مطلب توسط «سیدفرید حاج‏‌سیدجوادی» ثبت شده است

کیش شخصیت، اثر اولین رییس جمهور

سیدفرید حاج‏‌سیدجوادی

5 بهمن ماه 1358 اولین انتخابات ریاست جمهوری ایران برگزار شد. نتیجه این انتخابات برای مردمی که اولین انتخابات آزاد را پس از چند دهه انتخابات فرمایشی تجربه می‌کردند، اهمیتی کمتر از اصل حق مشارکت در سرنوشت سیاسی‌شان داشت. اما این نتیجه چنان بود که کشور را به دوران پرتنش و اضطرابی، در ارتباط ارکان نظام وارد کرد. اگر رکن ولایت فقیه با درایت و هوشمندی حضرت امام خمینی(ره) نبود، سرنوشت امروز انقلاب مصر برای ما دور از انتظار نمی‌نمود. بنی‌صدر که با رای اکثریت قاطع مردم به ریاست جمهوری برگزیده شده بود، دارای صفات شخصیتی و پایگاه فکری‌ای بود، که زودتر از انتظار به رویارویی و مجادله با دیگر قوا و حتی مخالفت با رهبر کبیر انقلاب دست زد.

تنفیذ بنی صدر

بنی صدر فرزند یک عالم روحانی همدانی بود و بدین واسطه از فرهنگ مذهبی سنتی و نیز مناسبات جامعه ایرانی با روحانیت آگاهی داشت. همچنین سابقه فعالیت سیاسی وی در چارچوب جبهه ملی به دوران دانشجویی باز می‎گشت. در سالهای حضور در اروپا نیز در تعامل ناپایدار با دانشجویان فعال ایرانی، به ایراد سخنرانی و تالیف کتاب مبادرت می‌ورزید. یک از تالیفات مشهور وی کتابی است به نام «کیش شخصیت»، که به پدیده چهره سازی و خودشیفتگی نخبگان در جوامع می‌پردازد. شاید آن روز که در حال نگارش این کتاب بود، گمان نمی‌کرد نماد برجسته این انحراف در جامعه ایرانی خواهد شد:

شخصیت پرستی از جمله عوامل ناکامی بعثت هاست. «انسان تاریخ ساز» تاریخی ساخته و می سازد که در آن امرهای واقعِ قدیم در شکل جدید استمرار می جویند. راستی آنستکه انسان پیشاروی خویش را باز و بازتر می خواهد. انسان خواهی نخواهی به اندیشه و کار خویش نظام می بخشد و به آن از راه عمل سازمان و جهت و هدف می دهد. شخصیت پرستی، زندانی شدن در چهاردیواری مطلق ها و زندگانی استمراری در آنست. شخصیت پرستی (در صورت ها و جنبه های گوناگون) بالنفسه گویای استمرار نظامهای شرک زده است. نظامهایی که موجهای حرکت را جذب می کنند و ضربه های انقلاب را تحمل می کنند و تخریب آدمیان را بدست یکدیگر، وسیله و ضامن استمرار خویش می گردانند. بدینقرار انسان، بنفس خویش و باراده خود، با عملش، و در یک کلام با نظام فکری خویش در کم و کیف نظام اجتماعی اثر می گذارد. نظام ارزشی که بر عمل فرمان می راند و اندریافت آدمی از خویش و دیگری، از نظام اجتماعی اثر می پذیرند و بنوبه خود در آن اثر می گذارند. علاوه بر این نظام فکری و نظام اجتماعی عناصر جدای از هم و مؤثر در هم نیستند، یک مجموعه اند و یک هویت دارند. بدینخاطر نقش انسان در ساختمان تاریخ ویژه خویش، نقشی تعیین کننده است و بلحاظ همین نقش، ماندن در غیریت ها و یا در گذشتن از خودِ بیگانه شده و بازجستن خویش، به سخن دیگر ماندن در کیش شخصیت یا آزادی جستن از آن، در سرانجام هر انقلاب و بعثتی اثر می گذارد. نمی توان با وجود شخصیت پرستی بعثت را به پیروزی رهنمون شد. پیروزی بعثت درگرو تغییر بنیادی نظام اجتماعی و نظام فکری هر دوست، و از آنجا که تغییر بدست آدمیان باید انجام بگیرد، مبارزه با خودپرستی و شخصیت پرستی تقدم می یابد زیرا که باید نیروئی رها شده از قید نظام موجود پدیدار شود، یک نیروی مخالف منفی که پایش از تعلق و تعهد به نظام موجود آزاد باشد و علیه آن عمل کند.

بنی صدر به همراهی امام و با پرواز انقلاب به ایران آمد و از همان ابتدا چهره‌ی روشنفکری همنوا با انقلاب و امام و متخصص در اقتصاد اسلامی از خود ارائه کرد. با توجه به انباشت مشکلات اقتصادی در طبقات متوسط و محروم جامعه، تحصیلات و سوابق علمی وی فرصت مناسبی برای‌ تبلیغات انتخاباتی وی فراهم آورد. از سوی دیگر اعتماد به نفس و مهارت کلامی، وی را در جلب آراء و اذهان مردم توانمند ساخته بود. 

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۵ بهمن ۹۲ ، ۰۶:۲۸

رسول رحمت و وحدت

سیدفرید حاج‏‌سیدجوادی

مجد و علوّ مقام و مرتبت نبی اکرم(ص) مانع از آن است که فهم ما از عهده توصیف شخصیت ایشان برآید. آنچه مسلمانان در شناخت ایشان برشمرده‌اند، از مرتبه افعال و سیره چندان فراتر نرفته است. اما آنگاه که به مدد کلام الله و بیان امیرالمومنین(ع) به شناخت اشرف خلایق الهی می‌پردازیم، زوایایی نو از کمال و علوّ رسول الله(ص) بر ما آشکار می‌شود. در این مجال مهترین ارمغان نبی اکرم(ص) برای انسان‌ها را در قرآن کریم و  بیان امیرالمومنین(ع) مرور می‌نماییم.

شاید بتوان گفت شوق مهرآمیز و شفقت و رحمت رسول‌الله به مردم بارزترین وجهه شخصیت ایشان در کلام امام علی‌بن‌ابیطالب(ع) باشد. آشنایی با شخصیت رسول الله(ص) را می‌توان از برخی آیات کتاب الله نیز استفاده کرد، آنجا که می‌فرماید:

 لَقَدْ جَاءکُمْ رَسُولٌ مِّنْ أَنفُسِکُمْ عَزِیزٌ عَلَیْهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِیصٌ عَلَیْکُم بِالْمُؤْمِنِینَ رَؤُوفٌ رَّحِیمٌ

هر آینه پیامبری از خود شما بر شما مبعوث شد ، هر آنچه شما را رنج می دهد بر او گران می آید سخت به شما دلبسته است و با مؤمنان رئوف و مهربان است

یا تلاش جان‌فرسای رسول رحمت برای نجات مردم از گمراهی و تباهی و رهنمون ساختن به مسیر بهره‌مندی از فضل و رحمت الهی چنان بود که خداوند برای آرامش ایشان  چنین آیاتی نازل فرمود:

فَلَعَلَّکَ بَاخِعٌ نَّفْسَکَ عَلَى آثَارِهِمْ إِن لَّمْ یُؤْمِنُوا بِهَذَا الْحَدِیثِ أَسَفًا

شاید اگر به این سخن ایمان نیاورند ، خویشتن را به خاطرشان از اندوه هلاک سازی 

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۹ دی ۹۲ ، ۱۶:۱۸

آیین سازی در عزاداری

سیدفرید حاج‏‌سیدجوادی

اقامه مجالس عزا برای مصائب سیدالشهداء(ع)، سنتی است که درپی واقعه عاشورا به اشاره اهل بیت(ع) و الگوسازی ایشان پایه‌گذار شد. پیش از عاشورا روابتی که بر اقامه مجالس سوگواری در عزای نبی اکرم(ص)، امیرالمومنین(ع) یا فاطمه زهرا(س) دلالت داشته باشد، در دست نیست. البته درباره برخی از امامان متاخر از اباعبدالله(ع) روایاتی در دست داریم که بر عزاداری سالیانه ایشان تا مدتی مشخص پس از وفات شان دلالت دارد.

فاجعه عاشورا به جهت برخورداری از ظرفیت‌های عاطفی و حماسی، مجال سامان‌یافتن فراگیرترین آیین عزاداری را فراهم آورده است. به تبع این آیین، آداب و سنن عزاداری در میان محبان اهل‌بیت(ع) تقویت شده و نهادهای متناسب با خود را پدید آورده است. هیئات عزاداری، شعر آیینی، مداحی و ... برخی از نهادهای اجتماعی است که برآمده از سنت عزاداری سیدالشهداء(ع) اند.

 امروز در جامعه شیعی ایران با فراگرد جدیدی مواجه هستیم که در آن نهادهای عزاداری به کانون سنت‌سازی برای مراسم سوگواری بدل شده اند. در واقع به جای آنکه هیئات، مداحان و واعظان براساس هدایت ائمه معصومین(ع) آیین‌های عزاداری را برپا نمایند، تبدیل به عاملان طرحریزی موسم‌های های عزاداری نوین شده اند. با توجه به ظرفیت اجتماعی فراوانی که در این اقشار فراهم آمده، توانایی جریان سازی شان قابل توجه است.از همین رو می‌توانند بدون آنکه برای رفتارهای‌شان دلایل کافی ارائه نمایند، سنت‌های اجتماعی را ایجاد نمایند یا در آنها تغییر دهند.

آنچه در سالیان اخیر به عنوان ایام عزاداری محسنیه رواج یافته نمونه‌ای از سنت‌سازی سلیقه‌ایِ کانون‌های عزاداری است. به لحاظ تاریخی وقوع رفتارهای خشن و ظالمانه از سوی غاصبان ولایت امیرالمومین(ع) پس از رحلت نبی اکرم(ص) قابل انکار نیست. عظمت این مصیبت و آسیبی که به مسیر هدایت الهی وارد ساخته از دایره فهم و تقدیر ما بیرون است.

۲ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۱ دی ۹۲ ، ۱۲:۴۹

با روضه زنده هستیم*

سیدفرید حاج‏‌سیدجوادی

"الحمدلله علی عظیم رزیتی" فراز پایانی زیارت عاشورا سپاسگزاری خاضعانه به درگاه الهی برای توفیق عزاداری بزرگ است. سراسر این زیارت نیز تولی اهل بیت(ع) و تبری از اعداءشان را وسیله سلوک و تقرب می‌شمارد. به برکت انقلاب اسلامی فرهنگ عزاداری اباعبدالله در جامعه ایران ارتقاء یافت، هر چند که امروز از اوج آن فرهنگ که در سال 57 نمودار شد فاصله گرفته ایم، اما آثار فرهنگ ظلم‌ستیز و رهایی‌بخش عزاداری‌های 1357 همچنان باقی است. پس از گذشت سالیان متمادی از راه‌پیمایی‌های انقلابی محرم 1357، ظرفیت اجتماعی و سیاسی عزاداری اباعبدالله(ع) در  9 دی 1388 باردیگر نمایان شد و نسیم رحمت حسینی آتش فتنه را افسرده ساخت.

در برابر این روند رو به رشد در عزاداری اباعبدالله، دو جریان مخالف نمودار شده است. این دو جریان از دو سوی مخالف بر محوریت و مرکزیت این آیین رکنی مکتب اهل‌بیت(ع) آسیب می‌رسانند. جریان اول که بیشتر از سوی مدعیان تجدد و علم نمایندگی می‌شود، عزاداری اباعبدالله(ع) در ماه‌های محرم و صفر را عامل دل‌مردگی و افسردگی جامعه می‌انگارد. جریان دوم نیز به تازگی در رسمی بی‌پایه، عزاداری ایام محسنیه را به عنوان متمم این دو ماه پیگیری می‌‎نماید. روی سخن در این نوشتار با جریان اول است و ان‌شاء الله در نخستین فرصت به بررسی اصالت عزاداری ایام محسنیه نیز خواهم پرداخت.

انا قتیل العبرة

آنچه در ظاهر عزاداری سیدالشهداء(ع) نمودار می‌شود، حزن و گریه است. طبیعت آدمی نیز از اینکه خاطرات ناگوار‌اش را تداعی نماید و به یاد انها گریه کند گریزان است. همین امر موجب شده، حلقه‌های اجتماعی و رسانه‌ای تجدد و روشنفکری جسارت یابند و عزاداری و گریه بر مصائب سیدالشداء(ع) را عامل افسردگی جامعه ایرانی قلمداد کنند.

۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۴ دی ۹۲ ، ۰۵:۲۴

زیارت اربعین ، آیین میان فرهنگی شیعه

سیدفرید حاج‏‌سیدجوادی

بنابر روایت امام حسن عسکری علیه السلام زیارت اباعبدالله در اربعین در کنار چهار رفتار دیگر، از نشانه های مومن محسوب شده است. این 5 نشانه همگی از ویژگی‌های تمایز بخشی برخوردارند، و مجموعه‌ی آنها نمادهای هویتی مکتب اهل بیت(ع) به شمار می‌روند. اما در میان این نشانه‌ها زیارت اربعین از ویژگی ممتازی برخوردار است که در سالیان اخیر بیشتر نمایان شده است.  چهار نشانه دیگر یعنی فرائض و نوافل یومیه، انگشتر به دست راست کردن، بسم الله را بلند گفتن و سجده بر خاک، از ظرفیت سامان‌دهی یک آیین اجتماعی برخوردار نیستند. در این میان زیارت سیدالشهداء در روز اربعین به جهت تمرکز مکانی و زمانی، زمینه‎ساز شکل گیری یک آیین اجتماعی شده است.

این ظرفیت تا پیش از محدودیت‌های حکومت بعثی، در قالب شکل گیری دسته‌ها و هیئات عزاداری عشایر و شیعیان ساکن در بلاد و قرای اطراف کربلا و نجف و رهسپار شدن‌شان به سوی کربلا سامان یافته بود. وقفه چند دهه ساله این آیین در دوران حکومت حزب بعث، همزمان با دوران گسترش مراودات فراملی و تسهیل و توسعه سفرهای زیارتی بود. پس از پایان محدودیت‌ها، با تاخیری چند ساله این نشانه مکتب اهل بیت علیهم اسلام فرصت یافت تا به یکی از گسترده‌ترین تجمعات بشری تبدیل شود. شناسایی و فهم ابعاد معنوی این آیین نیازمند مجال واسعی است، اما در این یادداشت تنها به چند ویژگی و ملاحظه در این باره بسنده می‌شود:

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۷ دی ۹۲ ، ۲۲:۱۸

تکلیف‌مداریِ نتیجه‌گرا

سیدفرید حاج‏‌سیدجوادی

 بخشی از بدنه جوان هوادار انقلاب اسلامی در سالیان اخیر با عَلَم تکلیف گرایی ، گونه‌ای از عقلانیت سیاسی را به نمایش می‌گذارد. جلوه آشکار این رویکرد در ایام انتخابات و اقبال ایشان به نامزدهای منادی ارزش‌های انقلاب نمایان می‌شود. شاه بیت این جماعت در دفاع از عملکرد‌شان، اصالت تکلیف مداری در برابر نتیجه گرایی است. اِسناد این تفکر به اندیشه سیاسی امام خمینی(ره) نیز با بیان مشهور ایشان خطاب به روحانیون سکه رایج تکلیف گرایان است:

تاخیر در رسیدن به همه اهداف دلیل نمی شود که ما از اصول خود عدول کنیم . همه ما مامور به ادای تکلیف و وظیفه ایم نه مامور به نتیجه .[i]

تکلیف و نتیجه

برای بررسی عالمانه این تقابل و اتخاذ مبنا میان دوگانه تکلیف و نتیجه، ادبیات فقهی مناسبی فراهم است. در اصطلاح فقه برخی از اوامر را «امر به سبب» و برخی دیگر را از قبیل «امر به مسبَّب» می‌شمارند. به طور مثال وقتی به نمازگزار خطاب می‌شود که به شستشوی صورت و دست و مسح بر سر و پا اقدام نماید، امر به سبب شده است. مجموعه شستشوها و مسح‌ها سببی برای دست‌یابی به شرط طهارت در نماز است. در چنین مواردی اگرچه امر به سبب تعلق گرفته اما مصلحت واقعی در نتیجه، یعنی طهارت است. در صورتی که مصلحتی مهم‌تر از طهارت در میان باشد، وجوب طهارت و به تبع آن افعال وضوء منتفی می‌شود. 

از سوی دیگر متعلق برخی اوامر نتایج و مسبَّبات اند، به گونه ای که تحقق آن نتیجه به واسطه اسباب اختیاری میسر می‌شود. این نتایج اگرچه مستقیم و بدون واسطه اسباب قابل تحصیل نیست، اما به جهت امکان تمهید و تحصیل آن به واسطه اسباب اختیاری، در دایره مقدورات قرار دارد و امر به آن ممکن می‌شود. به عنوان نمونه در امر به ایمان و باور به معارف حقه، لازم است از طریق تکاپوی علمی معارف حقه را بشناسیم و با روش‌های برهانی به آنها یقین پیدا کنیم یا بنابر توصیه قرآن با بندگی به یقین دست یابیم.[ii] اگرچه یقین از افعال اختیاری انسان نیست، ولی به واسطه اسباب اختیاری قابل تحصیل است. در چنین مواردی اگر چه مصلحت در نتیجه است ولی آنچه در مستقیم در حیطه قدرت مکلف قرار دارد، اسباب و مقدمات اختیاری آن است

یا چنانچه شخصی در حال غرق شدن باشد وظیفه ما نجات جان وی است و اگر بدانیم یا احتمال عقلایی بدهیم که این امر نیازمند کمک و یاری دیگران است، اقدام فردی برای نجات غریق واجب نیست. حتی می‌توان گفت اگر با اقدام فردی برای نجات غریق، از همکاری با دیگران غفلت ورزیم، در برابر غرق شدن و مرگ وی مسئول و معاقب خواهیم بود. در چنین مواردی واجب است برای تحصیل نتیجه‌ی مطلوب شارع و تحقق آن به واسطه اسباب، برنامه ریزی کنیم و با درخواست از دیگران و استفاده از ابزار مناسب، برای دست‌یابی به نتیجه تلاش نماییم.

با این مقدمه به مسئله اصلی این نوشتار باز‌می‌گردیم، در کنش‌ اجتماعی و سیاسی، نسبت تکلیف و نتیجه چیست؟ آیا برای تحصیل نتیجه می‌توانیم از تکلیف صرف‌نظر کنیم؟ یا آنکه تکلیف سیاسی معطوف به نتیجه است؟

۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۳ آذر ۹۲ ، ۲۳:۵۰

رستاخیز ارزش‌های انقلابی

سیدفرید حاج‏‌سیدجوادی

رهیافت توصیف و تحلیل پدیده های اجتماعی با الگوی مفهومی گفتمان، به تبع تنزّل عقل از جایگاه رفیع ادراک و فهم مطلق پدیدار شد. اگرچه مبادی معرفتی تحلیل گفتمان بر امتناع معرفت مطلق و فراگیر استوار شده است، قائلین به امکان معرفت مطلق و عام نیز می‌توانند با لحاظ محدودیت‌های معرفتی چارچوب نظری آن، از تحلیل‌های گفتمانی برای بیان مسائل اجتماعی استفاده نمایند. به عنوان نمونه، در شرایطی که پیچیدگی مولفه‌های موثر در شکل‌گیری و تحول پدیده‌های اجتماعی، شناخت دقیق روابط علی و ماهیت دقیق مسئله را ناممکن می‌سازد، رویکرد تحلیل گفتمان می‌تواند کارساز باشد، چنانکه تحلیل برخی از رفتارهای سیاسی جامعه بر مبنای چارچوب مفهومی وجود و علیت میسر نیست.

تحلیل و بررسی جامعه‌شناختی تحولات سیاسی جامعه از جمله مواردی است که بدون تمسک به چارچوب مفهومی گفتمان دشوار می‌نماید. برای آنکه بتوانیم رخدادها و کنش‌های سیاسی جامعه را توصیف، تحلیل و پیش‌بینی نماییم، مناسبات اراده و ادراک را در چارچوب گفتمان پیکربندی می‌نماییم. نتیجه آنکه موضوعات مورد بررسی ما دیگر از امور واقعی و نفس‌الامری نیستند و وجود و عدم شان به معنای رایج در فلسفه اسلامی نیست.

در سالیان اخیر کاربرد واژه «گفتمان» در معانی غیردقیق رایج شده، اما کاربرد آن درباره دو جریان سیاسی‌ـ‌اجتماعی «اصلاح‌طلبی» و «اصولگرایی» مطابق اصطلاح علمی آن بوده است. اصلاح طلبی برآمده از اراده‌ی جمعی از اندیشمندان و کنشگران اجتماعی و سیاسی بود، که با مفصل‌بندی مفاهیم اجتماعی بر مدار «توسعه سیاسی» جریان اراده ملی را به پیروی از خود واداشت. بررسی علل و عوامل شکل‌گیری و توفیق این تلاش جمعی، از حوصله این نوشته خارج است. اما به اجمال می‌توان گفت، توفیق این جریان وام‌دار مطالبه برخی ارزش‌های جامعه ایرانی بود، که در ساختارهای سیاسی و اجتماعی مورد بی‌مهری قرار گرفته بودند. زمینه شکست این جریان نیز پیامد ناتوانی گفتمان اصلاحات در تامین بخشی دیگر از ارزش‌ها و آرمان‌های معنوی و اسلامی جامعه ایرانی بود.

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۶ آذر ۹۲ ، ۲۲:۴۲

کندوکاوی در کنش تکلیف مدارانه

سیدفرید حاج‏‌سیدجوادی

دانش فقه مبتنی بر چارچوب نظری عبد و مولی سامان یافته است. در این رابطه مولی از حق اطاعت برخوردار است و خروج از رسم بندگی، بنده را سزاوار عقاب و عتاب مولی می‌سازد. درک همین معنا بندگان را وادار می‌سازد برای آنکه حق مولویت مولی را رعایت نمایند، و رفتار خود را چنان به انجام رسانند که از عهده پاسخگویی برآیند. هرجا که دستوری از مولی برای‌شان آشکار شود، با اتیان آن بار تکلیف را از دوش خود بر زمین می‌گذارند. در برابر هر جا که رخصت مولی در انجام و ترک عملی را دریابند، خود را در وسعت و فراخی می‌یابند. اما در بسیاری موارد علم به تکالیف حاصل نمی‌شود و در برخی موارد آنچه از خطابات شارع به ما رسیده حکم واقعی شارع را تبیین نمی‌کند. در این شرایط نیز شارع ما را سرگردان و حیران رها نساخته و با اعتباربخشی به روش‌های عمدتا عقلایی، راهی برای سامان دهی رابطه مولی و عبد فراهم ساخته است.در اصطلاح فقهی روش‌های غیرعلمی که تکلیف و وظیفه ما را در چنین شرایطی تعیین می‌نماید، «اماره» نامیده می‌شود و در تعبیر دیگری به آنها «حجت» می‌گویند. و مفاد اماره  را آنجا که مطابق حکم واقعی نیست، «حکم ظاهری» می‌نامند.

رفتار اجتماعی و سیاسی ما نیز از این قاعده مستثنی نیست، و برای آنکه بتوانیم در پیش‌گاه الهی پاسخگوی کنش اجتماعی و سیاسی مان باشیم، لازم است مطابق «حجت» عمل نماییم. نتیجه عمل به حجت اگر مطابق حکم واقعی خداوند متعال باشد، که بی‌تردید عقاب و عتابی متوجه ما نیست. اما چنانچه مفاد حجت از سنخ حکم ظاهری باشد و با حکم واقعی مطابقت نداشته باشد، به واسطه آنکه عمل به حجت براساس تایید و تجویز شارع مقدس بوده، از عهده پاسخگویی به آن بر می‌آییم. مفهوم «حجت» از بنیادی ترین مفاهیم دانش فقه است. درک صحیح جایگاه حجت می‌تواند برطرف گننده بسیاری از شبهات و مناقشاتی باشد که در فضای برون حوزوی به کارآیی و اعتبار این دانش وارد می‌سازند.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ آذر ۹۲ ، ۲۱:۲۹

بغی و محاربه ، اصطلاحات فقهی یا شرعی؟

سیدفرید حاج‏‌سیدجوادی

در اصطلاح علوم اصول الفاظی که در اصطلاح شارع برای معانی خاص شرعی وضع و استعمال شده اند، حقیقت شرعی نامیده می‌شوند. به عنوان مثال لفظ «حج» اگر چه در لغت برای قصد و عزم جعل شده، اما در نصوص شرعی به معنای عبادت مشهور استعمال شده است. این چنین الفاظی در عصر تشریع که با رحلت نبی مکرم(ص) خاتمه یافت، معمولا به جهت کثرت استعمال، معنای اصطلاحی جدیدی یافتند.

از سوی دیگر استعمال برخی دیگر از الفاظ در نصوص شرعی صادر از ائمه معصومین(ع) چنان بوده که معنای اصطلاحی آن بر معنای لغوی غلبه یافته است. این الفاظ بخش عمده اصطلاحات فقهی ما را تشکیل می‌دهند. اما با این وجود به جهت اینکه معنای لغوی آنها در عصر تشریع غالب بوده، معنایابی آنها در کتاب الله و روایات نبوی براساس معانی لغوی است و حمل آنها بر معنای شرعی نیازمند قرینه است. لفظ محارب از عناوینی است که در لسان اهل بیت(ع) معنا شده است و استعمال آن در روایات براساس همان معناست. حمل سلاح جزء مفهوم محاربه لحاظ نشده و حتی بر سارق نیز تطبیق داده شده است. لذا در تطبیق عنوان محارب حمل سلاح ضرورتی ندارد.

بخش دیگری از اصطلاحات فقهی نیز اساسا در لسان فقها رواج یافته‌اند و حتی در عصر معصومین(ع) نیز در معنای لغوی استعمال می‌شده‌اند. از مصادیق چنین الفاظی «باغی» است. این عناوین اگر چه موضوع احکام فقهی واقع شده‌اند، اما اصطلاح سازی برای آنها از سوی فقها رایج شده و در لسان معصومین تعیّن نیافته‌اند. برای فهم دامنه موضوع حکم «باغی» لازم است به ادله و نصوصی که مبین حکم آنهاست رجوع نماییم، تا دایره موضوع را مشخص نماییم.

در اصطلاح فقها باغی[1] ناظر به مخالفین سیاسی امام عادل استعمال شده است که بیعت مسلمانان با امام عادل را بشکنند. در برابر  محارب به کسانی اطلاق شده که با سلاح یا بدون آن امنیت مالی و روانی جامعه را تهدید می‌نمایند.

برخلاف آنچه شهرت یافته که نبرد نظامی با مخالفین سیاسی تا زمانی که دست به سلاح نبرده باشند مشروع نیست، نصوص وارده از اهل بیت(ع) بر ضرورت قتال با بغاة دلالت دارد، حتی اگر مخالفت آنها در حد دعوت به شعار سیاسی باشد. امیر المومنین(ع) درباره خوارج چنین می‌فرمایند:

و الزموا السواد الاعظم فان ید الله علی الجماعه فان الشاذ من الناس للشیطان کما ان الشاذ من الغنم للذئب الا من دعا الی هذا الشعار فاقتلوه ولو کان تحت عمامتی هذه

همراه جماعت باشید که خدا بالای سر جماعت است و از افتراق و جدائی بپرهیزید برای این که هر گوسفندی که از گله جدا شود طعمه گرگ می شود. هرکسی که به این شعار (ان الحکم الاّ لله) فراخواند بکشید حتی اگر زیر عمامه من باشد(کنایه از اینکه حتی اگر من به تفرقه فراخواندم، مرا بکشید.)

در تبیین شرایط وجوب جهاد با بغاة چنین گفته اند که باید جماعت ایشان به گونه ای باشد که قتل جداگانه و منفرد آنها میسر نباشد.(علامه حلی در تحریر الاحکام/ج1ص155) همین معنا بیانگر آن است که جماعت بغاة لزوما مسلح نیستند، بلکه ممکن است متمردین در ضمن جماعتی بیعت شکنی نمایند. چنانچه امکان قبض و قتل جداگانه آنها باشد، جهاد جایز نیست. اگر بغاة اقدام مسلحانه کرده باشند، در هر صورت مقابله با ایشان مسلحانه و نظامی خواهد بود و همین تفصیل نشانگر آن است که در تطبیق عنوان بغی، حمل سلاح دخالت ندارد.

نتیجه آنکه برخلاف تصویری که این ایام ارائه می‌شود، تطبیق عنوان بغی با شکستن بیعت امام عادل و اطلاق عنوان محارب با برهم زدن امنیت عمومی تمام می‌شود وبه کار بردن یا نبردن سلاح دخالتی در این عناوین ندارد.

 

[1]. الباغی هو کل من خرج على امام عادل و شق عصاه، فان على الامام أن یقاتلهم.(شیخ طوسی، الاقتصاد)

 

۵ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۰۲ آذر ۹۲ ، ۱۹:۲۹

خلق حماسه عاشورا با شهادت نخبگانی همراه بود که طی 20 سال در مدرسه اهل بیت(ع) تربیت شده بودند. جماعت کم‌شماری که در رکاب سیدالشهدا(ع) در کربلا تداوم مسیر هدایت را تضمین کردند، سرمایه ناب انسانی شیعه در آن مقطع بودند. مقطعی که در بیشتر تحلیل‌ها مورد توجه قرار می‌گیرد، همان رونمایی از این سرمایه معنوی است، اما به زحمات و تلاش‍هایی که تربیت این چهره‌های درخشان را میسر ساخت کمتر توجه می‌شود؛ شیعیان جان‌فدایی که بدون توجه به عقل محاسبه‌گر مادی امتثال امر امام حسین(ع) را تا سرحد بذل جان و اسارت خاندان پذیرا شدند. تاثیرگذاری این حماسه در اتصال تامّ آن به ولایت قابل فهم است، و الّا قیام‌هایی که پس از آن رخ داد و فجایعی فراتر از حادثه کربلا نیز در پی داشت، هیچ یک نتوانستند تاریخ ساز باشند.

از سوی دیگر فدا شدن سرمایه تربیتی مکتب اهل بیت(ع) در عاشورا برای حفظ دین اسلام از انحراف و زوال، سنگینی بار امام سجاد(ع) در استمرار مسیر هدایت را دوچندان ساخت. در شرایط تاسف‌باری که پس از قیام اباعبدالله(ع) بر جامعه اسلامی حکم‌فرما بود، امام سجاد(ع) بدون برخورداری از میراث تربیتی پدر و عموی بزرگوارشان هدایت معنوی جامعه اسلامی را عهده‌دار شدند. تربیت شدگان ناب مکتب اهل بیت(ع) همگی در رکاب اباعبدالله شهید شده بودند و اختناق اموی فرصت بسیار محدودی برای تربیت نسل جدید شیعیان باقی گذاشته بود. فضای رفاه‌طلبی و دنیاگرایی که به تبع حاکمیت خاندان اموی بر جامعه اسلامی غالب شده بود، فرصت محدودی برای بازسازی معنوی جامعه باقی گذاشته بود.

از سوی دیگر در پی قیام اباعبدالله و شکسته شدن هیمنه و قداست خلافت اموی، شورش‌ها متعددی در گوشه و کنار جامعه اسلامی واقع شد. واکنش خلافت تشدید خشونت و سخت‌گیری بر معارضان فکری و رقبای سیاسی بود. اختناقی که بر بلاد اسلامی حاکم شد، فرصت فعالیت فکری و اندیشه‌ای را از میان برد. خط‌مشی تربیتی امام زین العابدین(ع) در برابر این فضای پرچالش، مخاطب قرار دادن دل‌ها و کوشش برای احیاء قلوب مردم بود. امتی که ندای استغاثه حجت الهی را بی‌پاسخ می‌گذارد، گرفتار دل‌مردگی معنوی است و جز با ابتهال، تبتّل و انابه درمان نمی‌شود. در چنین برهه‌ای، انابه و التجاء به درگاه الهی مضمون محوری ادعیه‌ای است که از امام علی بن الحسین(ع) به یادگار مانده است.

تامل در مجموعه اقدامات هدایت‌گر ایشان و سنجش نسبت آن با شرایط محیطی می‌تواند الهام بخش سیاست‌گذاری فرهنگی در برابر شرایط مشابه باشد. آنجا که عقلانیت جامعه از فهم رهنمودهای هدایتگر باز‌می‌ماند و لذت‌جویی و دنیاطلبی بر جامعه غالب می‌شود، می‌توان از رهیافت معنوی امام زین العابدین(ع) الگو گرفت. جامعه‌ای که به تبع پیشرفت‌های مادی به دل‌مردگی معنوی دچار شده، نیازمند مداوای قلبی است، تا آماده پذیرش معارف و امتثال اوامر و و نواهی الهی شود. ورود به عصر شکوفایی علمی چنانکه در عصر صادقین(ع) رقم خورد- ثمره احیاء معنوی جامعه و درک نیازمندی‌اش به معارف و احکام اسلامی بود. اگر مجاهدت معنوی امام زین العابدین(ع) نبود، ظرفیت اجتماعی بسط و ترویج معارف پیدا نمی‌شد. شاید امروز نیز جامعه ما پیش از ورود به عرصه آزاداندیشی علمی نیازمند نوسازی معنوی باشد. داوری درباره وضعیت موجود و سنجش معیارهای و شاخص‌های آن نیازمند فهم دقیق سیره اهل‌بیت(ع) در دوران سه امام یاد شده می‌باشد.

۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۵ آبان ۹۲ ، ۲۱:۳۷

سایر مطالب