طلوع

محفل جهاد فکری
سرآغاز

روزنوشت جمعی طلوع محفل جهاد فکری چند طلبه و دانشجوی متعهد به ارزش‌های اسلام ناب محمدی(ص) است. در این مجال، با سرمشق گرفتن از مکتب امام خمینی(ره) جهاد فکری خود را در رکاب حضرت آیت الله خامنه‌ای پیگیری خواهیم کرد.

طبقه بندی موضوعی

۷ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «سیاست خارجی» ثبت شده است

اغلب ما در کلاس تاریخ دبیرستان از معلم خود شنیده یا کمی بعدتر یا قبلترش در کتابهای تاریخی خوانده ایم که وقتی نخستین کمپانی­های استعماری برای انعقاد قرارداد مربوط به استخراج نفت به ایران می­آمدند، شاه قاجار و بادمجان دور قابچین­های اطرافش می­­گفتند: «به چه درد می­خورد این مایع سیاه بدبوی بی خاصیت؟ بدهیمش به اینها برود پی کارش ...»! اغلب ما با خواندن چنین حکایتی لبخندی تلخ بر لب مان نشسته،  از سویی به این بلاهت بی پایان خندیده ایم و از سوی دیگر بر تاریخ تلخ جهل و عقب ماندگی اسلاف خود تأسف خورده ایم. هر دانش آموز دبیرستانی که چنین حکایتی را می­خواند، بعید است که در این اندیشه فرو نرود که این همه بلاهت آن هم از سوی زمامداران و تصمیم­گیران یک کشور چطور ممکن است؟ چطور یک لحظه به ذهنشان خطور نکرده که این مایع سیاه بدبو لابد خیلی هم بی خاصیت نیست که این جنتلمن­های موبور چشم آبی از آن سوی دنیا به طمعش سر از اینجا در آورده اند و می­خواهند با خرج خودشان استخراجش کنند و شرش را از سر ما کم ... لابد کاسه­ای زیر نیم­کاسه هست؟ چطور ممکن است کسی مطلب بدین روشنی را نفهمد؟

***

آدم وقتی مطالب و نوشته­هایی از قبیل این نامه را می­خواند، به نظرش می­رسد که اصلاً لازم نیست برای دیدن و شنیدن عجایب و غرایبی از آن دست که در بالا ذکر شد، به سراغ تاریخ شاهان قاجار برویم. این نامه حقیقتاً در نوع خود متنی ارزنده و تاریخی و دارای وجه نمادین خیلی چشمگیری است. هر چند نویسندۀ نامه (که به اعتبار پیشۀ دانشگاهی خود آکادمیسین محسوب می­شود) در فضای رسمی و تخصصی علوم انسانی از وزانت اندکی برخوردار است و هر محصل جدی و اهل تحقیق این دانش­ها با هر مشرب و سلیقه­ای می­داند که نباید او را جدی گرفت، اما شهرت رسانه­ای و تبلیغی او و موضع نمادینش ما را وا می­دارد که از آن سرسری نگذریم. این صرفاً یک موضع شخصی از یک دانشگاهی، نویسنده یا شومن خوش مجلس و بانمک نیست، بلکه روایتی نمادین و سرحدی از تلقی بخشی از –به اصطلاح- نخبگان فضای آکادمیک و روشنفکری ماست که توسط او بی پرده بیان شده است. راه دور نرویم: نظرات بینندگان –علی القاعده- تحصیلکرده و نخبۀ سایت انتخاب، ذیل نامه ایشان در لینک فوق گویای مطالب مهمی است.

۱۲ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۷ بهمن ۹۲ ، ۱۸:۳۷

در ادبیات متأخر علوم اجتماعی فراوان از تعبیر اسطوره استفاده می­شود. کاربرد این لفظ تا حدود زیادی حامل بار معنایی جدیدی است که با تلقی قبلی از مفهوم اسطوره به عنوان افسانه یا حکایتی که فراسوی تاریخ/واقعیت قرار دارد، متفاوت است. البته قرابت معنایی روشنی وجود دارد که همان نسبت معوج با واقعیت است. در معنای اخیر، اسطوره سازی در اشاره به هر گونه دستکاری و بزرگنمایی واقعیت در جهت اهداف و اغراض خاص به کار می­رود.

بسیار گفته اند و تکرار شده است که ما در عصر دانایی و خرد به سر می­بریم و در عصر دانایی جایی برای اساطیر باقی نمی­ماند. اما حقیقت این است که اگر مراد معنای اخیر باشد، جامعۀ مدرن نیز جنگلی از اسطوره­هاست. اسطوره­هایی که اغلب در کارگاه علوم انسانی تولید شده و توسط ژورنالیست­ها و تبلیغات­چی­ها و بازاریاب­های ایده و اندیشه توزیع می­شود. یکی از این موارد، که بنا به سرشت خاص مباحث سیاست خارجی در ایران پسا انقلابی بسیار مورد توجه و تبلیغ قرار گرفته است، «اسطورۀ سیاست خارجی غیرایدئولوژیک» است.

این اسطوره به طور خلاصه متضمن آن است که سیاست خارجی به طور انحصاری در نسبت با مفهومی به نام «منافع ملّی» سامان می­یابد و هر گونه دخالت دادن موضع­گیری­های ایدئولوژیک و به طور کلی نظامات ارزشی نه تنها غلط و زیان آور، که ناشی از عدم درک ماهیت مناسبات و سیاست جهانی در دنیای جدید است.

می­توان فصل مشبعی در تناقضات درونی اسطوره یا ابهامات معنای منافع ملی و امثال اینها قلمفرسایی کرد. اما در این یادداشت قصدی جز مورد پرسش قرار دادن اسطوره از خلال تذکر به یک مورد ملموس و عینی وجود ندارد. این مورد مشخصاً نوع رابطۀ ایالات متحده و رژیم صهیونیستی، یا به عبارت بهتر، جایگاه اسرائیل در سیاست خارجی ایالات متحده است.

۳ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۴ آذر ۹۲ ، ۲۰:۵۱

زیرِ صحنه درهم و برهم مراودات هسته‌ای که دربرگیرنده انبوهی از رایزنی‌ها و لابی‌ها و دیدارها بوده و هست، یک مجموعه متناهی از عناصر و ارزش‌ها قرار دارد که در حکم رابطه شطرنج با بازیِ‌ با آن است؛ صفحه، مهره‌ها، تعریف‌شدگی حرکتِ آن‌ها و تعداد خانه‌های سیاه و سفید، سازه‌ای را فراهم می‌آورد که طبق مقررات‌اش، می‌شود «با» آن بازی کرد و «از» آن لذت برد و برای پیروز شدن «در» آن، تلاش کرد.

نه صفحه شطرنج جوهر و اصالت دارد و نه بازی و بازی‌گرانِ آن؛ همه‌چیز در یک نظم دل‌بخواهی و توافقی گرد هم آمده است و بازی‌گر، بخش‌هایی از آن‌را می‌داند و پاره‌ای از آن‌را نمی‌شناسد و با همین ترکیب دانایی و ناتوانی، به معرکه پا می‌گذارد و چیزهایی را به هم پیوند می‌زند و «تلاش» می‌کند. تلاش او، متوقف به دانستنِ‌ نادانسته‌ها نیست و لاجرم آن‌ها برایش مفروض گرفته می‌شود.


اشتون- ژنو 3

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۳ آذر ۹۲ ، ۰۹:۵۵

 مذاکره در ژنو با آمریکایی‌ها، تنها در حول و حوش پرونده هسته‌ای بوده است؛ این جمله‌ای است که مردان سیاست خارجی ایران، بر آن بارها تاکید کرده‌اند. البته آن‌چه دیپلمات‌های ایرانی مجاز به انجام‌اش بوده‌اند، به‌معنای این نیست که دیگران نیز در این پندار شریک بوده‌اند و از فرصت بی‌سابقهِ به‌وجود آمده، چشم پوشیده‌اند و همه فرصت‌های طولانی دیدار و گفت‌وگوی دو یا چندجانبه را به بحث درباره اراک و نطنز و فردو سپری کرده باشند.

آن‌چنان که از خبرها و حرف‌های طرف‌های غربی و رسانه‌های‌شان برمی‌آید، مسائل دیگری نیز از جانب آن‌ها در میان بوده و مشخصا نامی از سوریه نیز مطرح شده است؛ حدود و ثغور این گفته‌ها و شنیده‌ها روشن نیست، اما این گمانه‌زنی نشانه تمایل آن‌ها، به وارد کردن متغیر (یا متغیرهای) تازه‌ای در فهرست خواسته‌ها و شرط‌های‌شان در حین مذاکره با ایران است.

ردِ این نکته را می‌توان در جایی دیگر پی گرفت؛ آن‌هنگام که در فاصله‌ای کم‌تر از 17 روز، یک موضوع  قابل‌توجه در سخن‌رانی‌های رهبری انقلاب، نمودار شده است: «رژیم منحط صهیونیستى». در سخن‌رانی 12 آبان‌ماه، این بحث مشخصا در نسبت با پایان ماجرای هسته‌ای عنوان می‌شود:

یک مسئله این است که دشمنى آمریکا با ملت ایران و با جمهورى اسلامى اصلا حول محور هسته‌اى نیست؛ این خطاست اگر خیال کنیم که دعواى آمریکا با ما سرِ قضیه هسته‌اى است؛ نه، قضیه‌ هسته‌اى بهانه است؛ ... فرض کنید جمهورى اسلامى عقب‌نشینى کرد؛ همان‌که آن‌ها می‌خواهند - خیال نکنید مسئله تمام خواهد شد؛ نه، ده بهانه دیگر را به‌تدریج پیش می‌کشند: ... چرا با رژیم صهیونیستى بدید؟ چرا رژیم صهیونیستى را به رسمیت نمى‌شناسید؟

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۶ آذر ۹۲ ، ۱۳:۲۴

دیپلماسی خارجی ما امروز  ، صحنه‌ی نبردی است میان اراده‌هایی که پشتوانه‌‌هایی از ایمان دارند. تمام اجزاء، الزامات و شرایط یک جنگ تمام عیار در این نبرد وجود دارد. فراتر از گروهی که در مرکز این نبرد، برنامه‌ی میدانی این جنگ را پیش می‌برند، اراده‌ی بالاتری که در فرمانده نبرد وجود دارد، تعیین کننده‌ی اهداف و جهت‌گیری هاست.

چالش اصلی انقلاب و نظام ما در عرصه‌ی جهانی مبارزه با استکبار و حفظ استقلال و تأمین منافع ملی‌است که در زمان‌های مختلف در صورت‌ها گوناگونی رخ نمایانده است. صحنه‌ی کنونی این نزاع ، آوردگاه دیپلماسی ایران برای حفظ و تثبیت حقوق هسته ای خود و رفع تحریم‌های غیرقانونی و ظالمانه‌ای‌ست که با بهانه‌های واهی بر گرده‌ی کشور و ملت ما نهاده‌شده‌اند.

هدف اصلی در این مذاکرات روشن است، اما شرایط مختلف ، روش‌های گوناگونی را می‌طلبد، روش‌‌هایی که گاه ظاهری برخلاف اهداف ترسیم‌شده‌ دارند ولی در باطن، حرکتی به سوی آن‌ها هستند.

۷ نظر موافقین ۱ مخالفین ۱ ۰۴ آذر ۹۲ ، ۲۳:۵۵

نظرسنجی دربارۀ مذاکره یا رابطه با آمریکا قرار است کدامین گره را از کار دولت عالیجناب حسن روحانی بگشاید؟

یکم. آیا قرار است نظرسنجی پیامی برای خارج داشته باشد؟ مثلاً پیامی برای دشمنان بدین مضمون که ملت پشت سر دولت و اقدامات و سیاست­های آن است. امّا روشن است که نیازی به چنین پیامی نیست، و نه تنها هیچ فایده­ای برای آن متصور نیست که مضرات روشنی هم دارد. دولتی که هنوز چند ماه از پیروزی­اش با آرای عمومی در انتخاباتی با مشارکت 72 درصدی بیشتر نگذشته، چه نیازی به نمایش حمایت مردمی از طریق نظرسنجی دارد؟ حال اگر نتیجه نظرسنجی عدم حمایت اکثریت مردم از این سیاست باشد، نتیجه­ای جز بدگمان کردن طرف مذاکره به سرانجام این فرآیند ندارد. طرف مقابل، طبیعتاً می­اندیشد که دستیابی به توافق با دولت در شرایط بدگمانی افکار عمومی نمی­تواند پایدار و قابل اتکا باشد. اما اگر نتیجه عکس این هم باشد، تأثیر آن بر مذاکره بسیار مخرب است. چون این سیگنال را به طرف مقابل ارسال می­کند که ما به شدت "محتاج" این تعامل هستیم. نگارنده پیشتر در نوشته دیگری تأثیر مخرب مذکور را با استفاده از تمثیل تعامل فروشنده و خریدار مورد اشاره قرار داده است. «عقل متعارف که حتی یک آدم معمولی که در بازار برای خرید می­رود از آن برخوردار است، حکم می­کند که شما اگر موقع خرید جنس را پسندیدید، قبل از انجام معامله شروع به تعریف و تمجید از آن نکنید و اصولاً خود را خیلی مشتاق و محتاج به آن نشان ندهید. چون در این صورت نه تنها مسیر خود را برای هر گونه چانه زدن و تخفیف گرفتن بسته اید؛ که اگر با فروشنده ناتو و دغلی طرف باشید، بعید نیست با ارائه قیمتی چند برابر قیمت واقعی اصطلاحاً گوشتان را هم ببُرد!» روشن است که تبلیغ و دامن زدن به اینکه مذاکره و تعامل یک مطالبۀ عمومی است نتیجه­ای جز تضعیف موضع مذاکره کننده بر سر میز مذاکره ندارد.

دوم. آیا قرار است نظرسنجی پیامی برای داخل داشته باشد؟مثلاً برای منتقدان بالفعل و بالقوه!؟! این احتمال محتمل­تر است. در واقع، این احتمال می­رود که نظرسنجی تمهیدی برای قرار دادن منتقدان در مقابل مردم باشد. بر این اساس، می­توان گفت که نتیجۀ نظرسنجی از پیش برای دولت روشن است و اصولاً نمی­تواند جز نتیجۀ مطلوب نتیجۀ دیگری برای آن متصور شد. اما در این فرض هم جای چند نکته باقی می­ماند: نظرسنجی به واقع قرار است چه چیزی را بسنجد و نظر مردم را دقیقاً در مورد چه چیزی بسنجد؟ آیا ساختن دو مقولۀ کلی و مبهم موافق و مخالف مذاکره (که طبیعتاً قرار است نتیجه را رقم بزند) درکی واقعی از خواست مردم را پدید می­آورد؟ آیا کسی که در پاسخ به «موافقید یا مخالف؟» اعلام موافقت می­کند، در حال امضا کردن چکی سفید است که دولت هر گونه که خواست آن را خرج کند؟ حتی اگر مذاکره و رابطه به قیمت محرومیت از حقوق هسته­ای باشد؟ حتی اگر به قیمت عدول از اصول و آرمان­های دینی و ملی (مثلاً حمایت از ملت فلسطین) باشد؟ حتی اگر ده بدهیم و یک به دست نیاوریم؟ حد این موافقت و مخالفت کجاست؟  پس بر ساختن دو مقولۀ کلی موافق و مخالف، اگر نگوییم حربه­ای شیادانه، لا اقل خطایی روش شناسانه در فهم موضع افکار عمومی نسبت به مسأله است. خصوصاً وقتی توجه داشته باشیم که این نظرسنجی در حالی صورت می­گیرد که جریان مذاکرات و حتی رؤوس مطالب بستۀ پیشنهادی ایران از سمع و نظر ملت دور نگه داشته و محرمانه اعلام شده است. چگونه می­توان به نظر ملت تمسک کرد، در حالی که الزامات حداقلی ارائه نظری مشخص همچون اطلاع از روند و محتوای مذاکرات، مشخص نیست؟ با این حساب بهتر نیست که دولت استراتژی دفاع شفاف و صادقانه از عملکرد سیاست خارجی خود را بر پنهان شدن پشت توهمی از افکار عمومی ترجیح دهد و با منطق و شفافیت به منتقدان بالفعل و بالقوه پاسخ گوید؟

سوم. ممکن است نظرسنجی نه برای ارسال پیامی برای داخل و خارج، که حقیقتاً برای کشف نظر مردم مورد توجه قرار گرفته باشد. فی الواقع، دولت صادقانه قصد دارد بفهمد که نظر مردم چیست تا وفق آن به تنظیم سیاست خارجی خود بپردازد. در این صورت، ضمن آنکه می­بایست ابداع این شیوۀ نوین سیاست ورزی و مدیریت ملی را به دولت تدبیر و امید تبریک گفت، جای این سؤال باقی می­ماند که چرا دولت همین سیاست خلاقانه و مردم گرایانه را دربارۀ دیگر مسائل مهم  کشور در پیش نمی­گیرد؟ حال که قرار است با هزینۀ دولت نظرسنجی سراسری و کشوری صورت گیرد، می­توان علاوه بر مسائل سیاست خارجی، تکلیف بسیاری از مسائل سیاست داخلی را هم روشن کرد. مثلاً می­توان از مردم پرسید:

-          با سه برابر شدن میزان یارانۀ نقدی موافقید یا مخالف؟

-          با کاهش قیمت دلار به 1200 تومان موافقید یا مخالف؟

-          با استمرار سفرهای استانی دولت به شیوۀ دولت­های نهم و دهم موافقید یا مخالف؟

-          با اعلام میزان ثروت و دارایی­های رئیس و اعضای دولت از رسانه­های عمومی موافقید یا مخالف؟

-          و ...

این گونه شاید در منابع هم صرفه جویی شود و یکباره تکلیف همۀ ابهامات و مسائل موجود در کشور روشن شود!

۶ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۸ مهر ۹۲ ، ۱۳:۲۶

شیرها و روباه ها

سجاد صفار هرندی

در عالم سیاست و سیاستمداران دسته بندی­های متعددی وجود دارد اما شاید دوگانه­ای که ویلفردو پارتو (اقتصاددان و جامعه شناس ایتالیایی) کمتر شنیده شده باشد. پارتو سیاستمداران را به دو گروه «شیرها» و «روباه­ها» تقسیم می­کند. بر اساس مبنایی که او در نظریه جامعه شناسی خود دارد، هر یک از این دو تیپ را با یکی از غزایز اصلی وجود آدمی مرتبط می­شمارد: در وجود شیرها «غریزۀ ابقا و تداوم» برجسته است، حال آنکه روباه­­ها بیشتر با «غریزۀ ابداع» معرفی می­شوند.

سیاستمداران شیر صفت آنهایی هستند که با تأکید بر تداوم و استمرار ارزشها، مصالح عمومی و منافع جمعی، متهورانه و سرسختانه از مرزهای آن حراست می­کنند. در مقابل، روباه صفتان کارویژه اصلی خود را در خلاقیت و ابداع اندیشه­ها و راه­های جدید برای حل مسائل و مشکلات می­بینند. آنها اهل معامله و مذاکره و توافق در جهت پدید آوردن راه حل گره­های کور هستند. پارتو بر آن است که کار سیاست توسط یکی از این دو دسته به تنهایی راست نمی­آید. در واقع، وصول به وضع مطلوب در حوزۀ سیاست از طریق ایجاد نوعی تلفیق و تعادل میان شیرها و روباه­ها پدید می­آید.

***

تا چند روز آینده دور جدید مذاکرات هسته­ای ما و غرب در ژنو آغاز می­شود. مذاکراتی که ما، با استفاده از استعارۀ پارتو، از موضعی روباه صفتانه به آن وارد می­شویم. طبیعی است که هنوز زمان مناسبی برای ارزیابی نتایج و دستاوردهای این نوع ورود جدید به مسأله نیست.  اما در همین نقطۀ آغاز نباید دو ملاحظۀ مهم را از نظر دور داشت.

اول، اینکه اگر روباه­ها به لطف الهی و به اتکای تدبیر و زیرکی خود، امکانی برای حصول توافقی متضمن احقاق حقوق و حفظ عزت ملی بیابند، باید به آنان دست مریزاد گفت و نام شان را در سلسلۀ قهرمانان ملی نگاشت. اما در عین حال، نباید از یاد برد که اگر چنین توفیقی برای روباهان حاصل می­شود، جز به پشتوانۀ ده سال مقاومت و پایداری شیران نبوده است. شیرانی که تهور و دلاوری شان در حراست از حقوق مسلم هسته­ای و تقویت عمق استراتژیک ایران در عراق و سوریه و لبنان و فلسطین برگ­های متعددی برای بازی بر سر میز مذاکره فراهم آورده است. ما از یاد نبرده ایم و روباهان نیز نباید فراموش کنند که دشمن گرگ صفت ده سال پیش (یا نهایتاً هشت سال پیش) در واکنش به تعامل نرمخویانه و روبه صفتانۀ ما چگونه عزت و منافع ملی را هدف قرار داد و بیشرمانه بر سر میز مذاکره و در بستۀ پیشنهادی خود، به ازای تعطیلی دائمی تأسیسات هسته­ای ایران دادن یک هواپیمای ایرباس و ایجاد شغل مناسب برای دانشمندان هسته­ای را وعده کرد! اگر در لحن و پیشنهاد گرگ­ها تغییری ایجاد شده است، سببی جز غرش شیران ندارد و این نکته­ای است که روباهان نباید فراموش کنند.

دوم، اینکه روباه صفتی چنان که شرحش رفت، اقتضای تدبیر و زیرکی دارد. قبل و بعد از رقابت انتخاباتی 1392 وعده داده شده که مشکل پروندۀ هسته­ای ایران بدون هیچ گونه تضییع حقوق ملی و صرفاً با تدبیر و ظرافت دیپلماتیک حل و فصل خواهد شد. طبیعتاً مطالبه ملت نیز همین است و نه حل و فصل موضوع به هر طریق ممکن. گره خوردن بیش از اندازۀ مسأله هسته­ای به مولفه­های گوناگون اقتصاد و سیاست داخلی می­تواند زمینه را برای چنین انحرافی فراهم آورد. دشمن نیز طبعاً بیکار ننشسته است و میزان دشمنی خود را با یک لبخند یا احوال پرسی صمیمانه تغییر نمی­دهد. شوق فراوان برای حل و فصل مسأله نباید کار را به نوعی تسامح و ساده لوحی بکشاند. در عرف، جانوری که به بلاهت و ساده لوحی شناخته می­شود، روباه نیست!

۱۰ نظر موافقین ۷ مخالفین ۰ ۲۱ مهر ۹۲ ، ۱۰:۳۹

سایر مطالب