طلوع

محفل جهاد فکری
سرآغاز

روزنوشت جمعی طلوع محفل جهاد فکری چند طلبه و دانشجوی متعهد به ارزش‌های اسلام ناب محمدی(ص) است. در این مجال، با سرمشق گرفتن از مکتب امام خمینی(ره) جهاد فکری خود را در رکاب حضرت آیت الله خامنه‌ای پیگیری خواهیم کرد.

طبقه بندی موضوعی

۲۳ مطلب با موضوع «فرهنگ و جامعه» ثبت شده است

   «چ»، ذکرمصیبت نخبگی است، سوگواره‌ای بر سیل سراسیمه‌ی اندوه و غم ست که بر جان و روح یک نابغه‌ی دین‌دار سنگینی می‌کند. آه بلندی ست بر ناشناختگی مردی شجاع، بزرگ و عاقل که حتی اصغر وصالی نیز او را نمی‌فهمد.

«چ» حاتمی کیا، مویه‌گری مردمان کرد پاوه است بر غربت میهمانی که شاخه گل محبت او رابه دور انداختند.

چمران حاتمی کیا، عاقلانه نگاه می‌کند، نه احساساتی. ژرفا را می‌بیند نه سطح را. ایستاده و برپا می‌جنگد نه خمیده و بر زمین.

۱۵ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۸ فروردين ۹۳ ، ۰۱:۵۱

آسیب‌شناسی سلوک جهادی

سیدفرید حاج‏‌سیدجوادی

انقلاب اسلامی به اقتضاء ذات فرهنگی خود، پدیدآورنده و احیاء کننده دامنه‌ای از مفاهیم اسلامی و انقلابی بود. برخی از این مفاهیم اگرچه در صدر اسلامی پدیدار شده بودند، اما به واسطه دور شدن مسیر جامعه اسلامی از پیمایش مسیر ناب و اصیل خود، زیر غبار روزمرگی فراموش شده بودند. از جمله این مفاهیم، جهاد بود که تنها در مقاطعی کوتاه از حیات اجتماعی مسلمین در قالب جنگ‌های دفاعی بروز و ظهور می‌یافت. با پیروزی نهضت اسلامی مردم ایران، مفهوم جهاد با توسعه‎ی مفهومی به عرصه‌های اجتماعی، عمرانی، علمی و فرهنگی گسترش یافت.

بازیابی منزلتِ سلوک جهادی در خدمت‌گزاری مخلصانه به مردم، نهادهای اجتماعی متناسب با این ارزش را پی‌ریزی کرد. جهاد سازندگی و جهاد دانشگاهی دو نمونه از ساختارهایی بودند که ایفای ماموریت‌های خدمت‌گزاری را با اتکا به ارزش‌های جهادی پی‌گیری می‌کردند. شوربختانه، نادانی و بی‌توجهی به ویژگی‌ها و مزایای این نهادهای مردمی، موجب شد در سیر زمانه، الگوی تلاش و خدمت‌گزاری جهادی در قالب سازمان‌های اداری محبوس شود. نتیجه این سوءتدبیر، از دست دادن هویت این ساختارها و ادغام آن در سازمان‌های دیوانسالار متعارف بود.

۳ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۱۰ اسفند ۹۲ ، ۱۸:۵۵

مسئله زنانگی و ارزش‌های اسلامی

سیدفرید حاج‏‌سیدجوادی

پیش از آنکه رهاورد بازگشت ایرانیان از اروپا، امواج تجدد را به ایران بیاورد، جامعه ایرانی بنا به سنت خود و در قالب‌های زندگی ایلاتی، روستایی و شهری نقش‌های اجتماعی و خانوادگی را میان مردان و زنان تقسیم کرده بود. این الگوهای تقسیم خالی از تنوع نبود، اما برخی از کارویژه‌ها مانند زاد و ولد، مادری و کدبانوگری در خانه، در همه گونه‌های زندگی ایرانی به زنان اختصاص داشت. مشارکت زنان در تامین اقتصاد خانواده در خانوار عشایری بیشتر از روستایی و هر دو بیشتر از شهری بود.  شئون اجتماعی و مشارکت‌های جمعی نیز چنان رونقی نداشت که درباره آن بحثی در میان باشد.

در سالهای نزدیک به انقلاب مشروطه و پس از آشنایی ایرانیان با الگوهای زندگی مدرن  به تدریج رفتارها و نقش‌‍‌های اجتماعی جدیدی در جامعه زنان ایرانی نمایان شد. از نخستین چالش‌های بحث‌برانگیز این دوران آموزش خط و نوشتن به زنان بوده است. جامعه سنتی ایران این اقدام را برخلاف هنجارهای خود می‌یافت و آن را تهدیدی برای مناسبات اجتماعی و قدرت می‌انگاشت. ارزش‌های اسلامی نیز اگرچه در ذات خود مشوق و موید علم‌آموزی زنان بود، اما به جهت برخی تحذیرها زمینه‌ساز ممانعت از رشد علمی و فرهنگی زنان شده بود. سهل‌انگاری مذهبی منادیان حقوق زنان و هم‌آوایی شان با بدعت‌ها و انحرافاتی مانند بهاییت، سرسختی و تعصب بیشتر متدینین و روحانیان را موجب شده بود. در آن دوران روحانیانی که با الگوهای جدید مشارکت اجتماعی زنان همراهی محدودی ابراز می‌کردند، به کژدینی و انحراف متهم می‌شدند. متاسفانه باید اذعان داشت، دفع یکپارچه هرگونه تامل و بازاندیشی در مناسبات سنتی جامعه و هم‌ردیف کردن آن با بهاییت و بابیت، زمینه شکل‌گیری نگاه مصلحانه و معتدل را مسدود می‌کرد.

۵ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۳ اسفند ۹۲ ، ۱۸:۲۴

این‌که افکار عمومی چیست و کجاست و به چه می‌اندیشد، از غامض‌ترین پرسش‌هایی است که همه نظریه‌های سیاسی و جامعه‌شناختی و ارتباطی را درگیر خود کرده است و معمولا برای آن پاسخ روشنی هم در میان نیست؛ اما نظرخواهی‌ها یکی از مهم‌ترین نمودها، برای ارزیابی خواست و اراده و طرز تلقیِ فضای عمومی است، صرف‌نظر از ایراداتی که هم‌واره به تعمیم‌پذیریِ آن‌ها وارد شده و می‌شود. در ایرانِ امروز نیز تقریبا نظرسنجی‌ها کارساز و بسیار قابل تامل شده‌‌اند و محمل مناسبی برای اخذ تصمیم‌های سترگ و اساسی به‌شمار می‌روند و اگر در حوزه سیاست و ایامی نظیر انتخابات و برگزاری راهپیمایی‌های مهم، پیام‌های آن‌ها علنی و صریح است، در فرهنگ و جامعه، این گرایش‌ها، پیچیده‌تر و دیریاب‌تر به نظر می‌رسد.

نمونه جالب‌توجه اخیر در این زمینه، فیلم‌های برتر سی و دومین جشنواره فیلم فجر است که به انتخاب تماشاگران تهرانی، برگزیده شده‌اند؛ در این‌جا چهار ویژگی را می‌شود مشاهده کرد:‌ اول آن‌که این دوره از جشن‌واره فیلم فجر، یکی از سیاسی‌ترین ادوار آن بود، هم به اعتبار دولتِ تازه که می‌خواست مداوما تغییرات را به رُخ همگان بکشاند و این مساله در افتتاحیه و اختتامیه بسیار به چشم می‌آمد؛ دوم اظهارنظرهای آشکارا سیاسی کارگردانان و بازی‌گران مطرح که ابایی از بیان عقاید خود در مراسم مختلف مرتبط با جشن‌واره و میزگردهای خبری آن نداشتند؛ سوم فیلم‌های مختلفی که یا در متنِ اصلی روایت‌گر روی‌دادهای سیاسی بودند و یا پُر از نیش و کنایه‌های سیاسی؛ و چهارم آن‌که سی‌مرغ نگاه مردمی که از سوی «تهرانی»‌ها برگزیده شد و گرداننده آن نیز «خانه سینما» بود، معرف میل و رغبت و گرایش همان طبقه متوسط تهرانیِ سینمارویی است که برخی تصورات خاصی درباره‌اش داشته و دارند.

شیار 143

۲ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۳۰ بهمن ۹۲ ، ۰۸:۵۳

آنچه مهم است این است که نظام جمهورى اسلامى یک ساخت حقوقى و رسمى دارد ..که البته حفظ اینها لازم و واجب است؛ اما کافى نیست. همیشه در دلِ ساخت حقوقى، یک ساخت حقیقى، یک هویت حقیقى و واقعى وجود دارد؛ او را باید حفظ کرد. این ساخت حقوقى در حکم جسم است؛ در حکم قالب است، آن هویت حقیقى در حکم روح است؛ در حکم معنا و مضمون است. اگر آن معنا و مضمون تغییر پیدا کند، ولو این ساخت ظاهرى و حقوقى هم باقى بماند، نه فایده‌اى خواهد داشت، نه دوامى خواهد داشت؛ مثل دندانى که از داخل پوک شده، ظاهرش سالم است؛ با اولین برخورد با یک جسم سخت در هم می شکند.  (دیدار با دانشجویان علم و صنعت، 24/9/87)

نخبگان جریان ساز جریانات فکری و رفتاری عموم مردم در جامعه هستند. به تعبیری کسانی که به نوعی محل رجوع عموم افراد به حساب می آیند. معمولاً فرض بر این است که نخبگان خود اهل فکر و تصمیم هستند و هرچند از نظرات دیگران نیز استفاده می کنند اما در نهایت خود به جمع بندی رسیده و مسیر حرکت زندگی خود را تعیین می کنند.

کارکرد کلان نخبگان جبهه حق چیست؟ نشان دادن مسیر حق و تلاش برای حرکت دادن سایر افراد جامعه در آن مسیر. از هر گروهی از نخبگان انتظار خاصی می رود. طبعاً در این میان نخبگان مختلف، با ویژگی های متفاوت فکری، روحی، علمی و عملی وظایف متفاوتی بر دوش دارند. در میان نخبگان جبهه حق، علمای دینی جایگاه خاصی دارند. افرادی که تغییرات زمانه، جایگاه مرجعیت آنها را در برابر سایر گروه ها و جریان ها دچار مخاطرات اساسی کرده است تا جایی که در بسیاری از کشورهای مدرن، با پذیرش سکولاریسم و بلکه تقدیس آن، اساساً حوزه مرجعیت علمای دینی در محدوده اندکی گرفتار آمده است. امام خمینی (ره) با انقلاب اسلامی، برای احیای حاکمیت همه جانبه دین در همه عرصه های زندگی بشری تلاش ویژه ای مبدول نمود و از برکات مهم انقلاب، احیای مرجعیت علمای دینی در حوزه امور اجتماعی، سیاسی جامعه بوده است.

این فرصت کم نظیر و شاید بی نظیر با اشتباهات پی در پی و با قصور و تقصیرها می تواند به آسانی از دست برود و فردای ما بازگشتی تلخ و اسفناک تر به دوران حاکمیت طاغوت باشد در حالی که همچنان نام «جمهوری اسلامی» در شناسنامه حکومت ایران وجود دارد! استحاله از درون! پوسیدگی نظام جمهوری اسلامی می تواند بسیار آرام و به تدریج رخ دهد و دل سپردن به اسم ها و نام ها و نهادها و شعارها با حذف جزء به جزء ارکان حقیقی ماهیت اسلامی نظام ما، جز خودفریبی نام دیگری نخواهد داشت.

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۸ بهمن ۹۲ ، ۰۱:۰۰

فرهنگی‌زدایی فن‌سالارانه

سیدفرید حاج‏‌سیدجوادی

زمانی که برای اولین بار مرعشی در سال های میانی دهه 70، جریان سیاسی و مدیریتی شان را  «تکنوکرات‌های مسلمان» خواند، عجیب می‌نمود که این انگ بدنامی را چه راحت برای خود پسندیده‌اند. تکنوکراسی در معنای دقیق آن حاصل شکست مدیریت اجتماعی و توفیق اقتصاد فناورانه بود، که برخی را به توهم انداخت تا بر مبنای الگوهای رایج در علوم مهندسی، به تدبیر مسائل اجتماعی و اقتصادی بپردازند. نام جستن از یک مکتب مدیریت سیاسی - اجتماعی در دوران زوال آن، تنها نتیجه ناآگاهی نیست، بلکه بخشی از آن ناشی از جاماندگی زمانی در مسیر وابستگی هویتی به غرب است. این جماعت در مطالعات‌شان روزآمد نشده‌اند و در مسیرِ یافتن پایگاه علمی و معرفتی‌شان به آموزه‌های آکادمیک بیش از 3 دهه پیش بسنده می‌نمایند.

۵ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ بهمن ۹۲ ، ۲۰:۵۹

مقدمه

پیشتر در «مسائل جمهوری اسلامی (1): فساد و متن­ های آشناساز» توضیح داده شد که یکی از واقعیت­ های «جمهوری اسلامی»، وجود متن­ های آشناسازی است که به­واسطة آنها، «نظارت درونی» جایگزین «نظارت بیرونی» در سیستم می­شود. به عبارتی، به دلیل «اعتماد»ی که سیستم به این «متن»ها دارد، افرادی که در آنها قرار می­گیرند را از شمول نظارت بیرونی سازمان خارج می­کند، و ارزیابیِ عملکردِ آنها را به ویژگی­ های و خصایصِ شخصی­ شان واگذار می­کند.

یک.

«اعتماد» یک واقعیت سیستمیِ «جمهوری اسلامی» است: این اعتماد گاهی آگاهانه و از پیش تعریف ­شده و رسمی است، و گاه نیز به ­طور نانوشته و غیررسمی، ولی بسیار پرقدرت در عمل­ روزانه نمود پیدا می­کند.  به یک نمونة آگاهانه و رسمیِ آن توجه کنید. در دو دهة گذشته، منتقدین قانون اساسی «جمهوری اسلامی» به مسالة «دور» در آن اشاره کرده­اند. تقریر آنها چنین است: شورای نگهبان قانون اساسی، کاندیداهای مجلس خبرگان رهبری را تایید یا رد صلاحیت می­ کند؛ اعضای مجلس خبرگان، رهبر را تعیین می­ کنند؛ و رهبر، فقهای شورای نگهبان را انتخاب می­ کنند. به این نقد پاسخ­ های حقوقیِ متفاوتی داده شده است که در اینجا مجالِ شرح و تفسیر آن­ها نیست. در این پاسخ­ها، از جمله به صفتِ «عدالت» در فقهای شورای نگهبان اشاره شده است

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۶ بهمن ۹۲ ، ۱۱:۴۸

ممیزی درونی عموم مردم

محمد مهدی شاه آبادی

بچه که نیستیم؛ اگر مشکلی در فیلم باشد آن را نمی بینیم، روی ما اثر منفی ندارد، ما از وجهه علمی یا سرگرمی برنامه ها استفاده می کنیم.

تو که هنور یک شبکه وهابی را ندیده ای که عقایدت را نقد کند، هنوز کورکورانه تقلید می کنی. حرف های مخالفان اعتقادی را نیز بشنو تا بتوانی اعتقاد درست داشته باشی.

بسیاری از ما فکر می کنیم که همگان مخاطب این آیه شریفه اند که «فبشر عباد، الذین یستعمون القول فیتبعون احسنه» (سوره مبارکه زمر). اما روشن است که آن کس که توانایی گزینش صحیح و سقیم را ندارد نمی تواند موضوع حکم این آیه باشد. چرا که توانایی شناخت احسن را ندارد تا بتواند از آن تبعیت کند.

اما این مطالب احتمالاً بدیهی، چرا جای طرح پیدا کرده است؟ رویکردهای فرهنگی دنیای مدرن، در کنار کاهش اعتبار علوم انسانی در دنیای پست مدرن، در کنار افزایش دسترسی آسان به انواع اطلاعات برای انواع گروه های در جوامع انسانی مانند شبکه های مجازی، رشد آموزش عمومی در کشورها در کنار روحیه حقیقت جویی و میل به علم افزایی از جمله عواملی است که باعث شده عموم مردم، برای باز کردن دریچه های ورودی فکر و قلب خود بر روی انواع محصولات فکری و روحی، توجیهاتی داشته باشند.

اگر محصولات فکری و روحی نیز سالم و آلوده دارند، عموم مردم در برابر این موضوع چه کاری می توانند انجام دهند؟

۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۳۰ دی ۹۲ ، ۲۲:۵۲

زندگی مؤمنانه

مسعود معینی پور

شاید بتوان فلسفه ارسال رسل، انزال کتب و اعطای ولایت به معصومان بعد از پیامبر خاتم را در یک کلام خلاصه کرد و آن، ارائه مدل زندگی مؤمنانه ذیل حکومت خداست. دین، منشور زندگی مؤمنانه است و پیامبران و اهل بیت پیامبر خاتم، الگوی عملی زندگی مؤمناناند.

زندگی مؤمنانه را شاید بتوان به عنوان جایگزین سبک زندگی به کار برد وابعاد مختلف آن را برای جایگزینی به جای سبک زندگی واکاوی کرد.

زمانی که انسان خود بسنده به این نتیجه رسید آن منشور و این الگوها دست و پا گیر اویند، تصمیم گرفت دایره مأذونات را از بین ببرد و تمام مقدورات و بلکه هواهای خود را در این عالم به فعلیت برساند.

پس برای تمام ساحات زندگی انسان جدید و براساس هواها و غرایز او محصولات متنوع تولید کردند و میکنند؛ محصولاتی که نهایت لذت را در این عالم برای انسان محقق می‌کند و اختیار انسان را در حداکثر خود به فعلیت می‌رساند.

تفکر بر ساخته از تحول غرب مدرن برای ساختن تمدن نو، به باز آفرینی انسانی جدید مبتنی بر مبانی و منابع و روشهای جدید پرداخت وبرای نیل به این مقصود برای تمام ساحات زندگی انسان برنامه ارائه داد؛در حوزه بینشها ،گرایشهای و رفتارهای او ، و این شد همان lifestyle معروف. از سوی دیگر و برای اینکه سیطره خود را بر عالم بگستراند و دنیا را مسخر این انسان جدید کند ، سبک و سیاق بینشی و گرایشی و رفتاری خود را د رقالبهای مختلف و با رعایت اقتضائات اقلیمی و فرهنگی وتربیتی به تمام دنیا صادر کرد.

در این میان اما عده ای میخواهند دین را برپا دارند و ذیل حکومت خدا زندگی کنند. آنان قائلند که عقلانیت انسان ما دام که به منبع وحی متصل نباشد قابلیت تشخیص مصالح و مفاسد را ندارد و راه کمال و پیشرفت او را نیل به سوی غایت قصوی الهی میدانند. ادعایشان این است که زندگی مومنانه آنان میتواند همزمان سعادت دنیا و آخرت را برایشان فراهم کن؛ سعادت حقیقی و پنداری را. اما در بسیاری از موارد و در پاسخگویی به بسیاری از نیاز های انسان از رائه راهکارهای این دنیایی که آخرت را هم تامین کند ، ضعف دارد. این جمع، راه را در زندگی مومنانه ذیل سلوک اهل بیت میدانند تا این امکان را داشته باشند که به مدلی از زندگی مومنانه دسترسی داشته باشند که میتواند سعادت دنیا و آخرت آنها را تامین کند و در برابر رقبای دنیای مدرن قابل رقابت و ارائه باشد.

زندگی مومنانه ذیل سلوک اهل بیت این قابلیت و مزیت را برای رقابت ایجاد میکند؛

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۴ دی ۹۲ ، ۲۲:۱۱

اعلام مخالفت با الزام حکومتی حجاب و دفاع از آنچه «حجاب اختیاری» نامیده می­شود، در سالهای اخیر منحصر به مخالفان اصل حجاب و جریانات سکولار غیر دینی نبوده است. در مواردی برخی از کسانی که برای خود هویت دینی قائل اند و در حوزۀ شخصی به احکام دین التزام دارند نیز در سلک همراهان چنین ایده­هایی دیده می­شوند. طبعاً چنین افرادی در جهت توجیه و تقویت این موضع خود رو به توجیهات و شبه استدلالات درون دینی می­آورند و تلاش می­کنند که محملی دینی برای چیزی که بدان تمایل دارند بیابند. چنین چیزی خواه صادقانه و به تصور رها ساختن دین و دینداری از موضع اتهام «محدود کردن آزادی­های فردی» باشد و خواه ابزارگرایانه در جهت تقویت موضعی غیر دینی با شبه استدلالات دینی، اقتضائات خاص خود را دارد و نمی­توان به همان صورت که با استدلالات برون دینی در مقابل حجاب تعامل می­شود، با این گونه دلیل تراشی­ها نیز مواجه شد.

البته چنین توجیهاتی خود انواع گوناگون دارند و از مباحث تاریخی و شبه فقهی گرفته تا دلیل­تراشی­های ظاهراً مبتنی بر "عقل سلیم"  را در بر می­گیرند. در این مجال ما در حاشیه چند شیوۀ استدلال عمومی و نسبتاً رایج برای توجیه به اصطلاح- «حجاب اختیاری» به ملاحظاتی انتقادی بسنده می­کنیم و ورود به همۀ موارد طبعاً نیازمند بضاعت و مجالی فراتر از این است.

۱۷ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۳ دی ۹۲ ، ۱۰:۵۵

سایر مطالب