طلوع

محفل جهاد فکری
سرآغاز

روزنوشت جمعی طلوع محفل جهاد فکری چند طلبه و دانشجوی متعهد به ارزش‌های اسلام ناب محمدی(ص) است. در این مجال، با سرمشق گرفتن از مکتب امام خمینی(ره) جهاد فکری خود را در رکاب حضرت آیت الله خامنه‌ای پیگیری خواهیم کرد.

طبقه بندی موضوعی

۱۸ مطلب توسط «سیدفرید حاج‏‌سیدجوادی» ثبت شده است

آسیب‌شناسی سلوک جهادی

سیدفرید حاج‏‌سیدجوادی

انقلاب اسلامی به اقتضاء ذات فرهنگی خود، پدیدآورنده و احیاء کننده دامنه‌ای از مفاهیم اسلامی و انقلابی بود. برخی از این مفاهیم اگرچه در صدر اسلامی پدیدار شده بودند، اما به واسطه دور شدن مسیر جامعه اسلامی از پیمایش مسیر ناب و اصیل خود، زیر غبار روزمرگی فراموش شده بودند. از جمله این مفاهیم، جهاد بود که تنها در مقاطعی کوتاه از حیات اجتماعی مسلمین در قالب جنگ‌های دفاعی بروز و ظهور می‌یافت. با پیروزی نهضت اسلامی مردم ایران، مفهوم جهاد با توسعه‎ی مفهومی به عرصه‌های اجتماعی، عمرانی، علمی و فرهنگی گسترش یافت.

بازیابی منزلتِ سلوک جهادی در خدمت‌گزاری مخلصانه به مردم، نهادهای اجتماعی متناسب با این ارزش را پی‌ریزی کرد. جهاد سازندگی و جهاد دانشگاهی دو نمونه از ساختارهایی بودند که ایفای ماموریت‌های خدمت‌گزاری را با اتکا به ارزش‌های جهادی پی‌گیری می‌کردند. شوربختانه، نادانی و بی‌توجهی به ویژگی‌ها و مزایای این نهادهای مردمی، موجب شد در سیر زمانه، الگوی تلاش و خدمت‌گزاری جهادی در قالب سازمان‌های اداری محبوس شود. نتیجه این سوءتدبیر، از دست دادن هویت این ساختارها و ادغام آن در سازمان‌های دیوانسالار متعارف بود.

۳ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۱۰ اسفند ۹۲ ، ۱۸:۵۵

مسئله زنانگی و ارزش‌های اسلامی

سیدفرید حاج‏‌سیدجوادی

پیش از آنکه رهاورد بازگشت ایرانیان از اروپا، امواج تجدد را به ایران بیاورد، جامعه ایرانی بنا به سنت خود و در قالب‌های زندگی ایلاتی، روستایی و شهری نقش‌های اجتماعی و خانوادگی را میان مردان و زنان تقسیم کرده بود. این الگوهای تقسیم خالی از تنوع نبود، اما برخی از کارویژه‌ها مانند زاد و ولد، مادری و کدبانوگری در خانه، در همه گونه‌های زندگی ایرانی به زنان اختصاص داشت. مشارکت زنان در تامین اقتصاد خانواده در خانوار عشایری بیشتر از روستایی و هر دو بیشتر از شهری بود.  شئون اجتماعی و مشارکت‌های جمعی نیز چنان رونقی نداشت که درباره آن بحثی در میان باشد.

در سالهای نزدیک به انقلاب مشروطه و پس از آشنایی ایرانیان با الگوهای زندگی مدرن  به تدریج رفتارها و نقش‌‍‌های اجتماعی جدیدی در جامعه زنان ایرانی نمایان شد. از نخستین چالش‌های بحث‌برانگیز این دوران آموزش خط و نوشتن به زنان بوده است. جامعه سنتی ایران این اقدام را برخلاف هنجارهای خود می‌یافت و آن را تهدیدی برای مناسبات اجتماعی و قدرت می‌انگاشت. ارزش‌های اسلامی نیز اگرچه در ذات خود مشوق و موید علم‌آموزی زنان بود، اما به جهت برخی تحذیرها زمینه‌ساز ممانعت از رشد علمی و فرهنگی زنان شده بود. سهل‌انگاری مذهبی منادیان حقوق زنان و هم‌آوایی شان با بدعت‌ها و انحرافاتی مانند بهاییت، سرسختی و تعصب بیشتر متدینین و روحانیان را موجب شده بود. در آن دوران روحانیانی که با الگوهای جدید مشارکت اجتماعی زنان همراهی محدودی ابراز می‌کردند، به کژدینی و انحراف متهم می‌شدند. متاسفانه باید اذعان داشت، دفع یکپارچه هرگونه تامل و بازاندیشی در مناسبات سنتی جامعه و هم‌ردیف کردن آن با بهاییت و بابیت، زمینه شکل‌گیری نگاه مصلحانه و معتدل را مسدود می‌کرد.

۵ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۳ اسفند ۹۲ ، ۱۸:۲۴

فرهنگی‌زدایی فن‌سالارانه

سیدفرید حاج‏‌سیدجوادی

زمانی که برای اولین بار مرعشی در سال های میانی دهه 70، جریان سیاسی و مدیریتی شان را  «تکنوکرات‌های مسلمان» خواند، عجیب می‌نمود که این انگ بدنامی را چه راحت برای خود پسندیده‌اند. تکنوکراسی در معنای دقیق آن حاصل شکست مدیریت اجتماعی و توفیق اقتصاد فناورانه بود، که برخی را به توهم انداخت تا بر مبنای الگوهای رایج در علوم مهندسی، به تدبیر مسائل اجتماعی و اقتصادی بپردازند. نام جستن از یک مکتب مدیریت سیاسی - اجتماعی در دوران زوال آن، تنها نتیجه ناآگاهی نیست، بلکه بخشی از آن ناشی از جاماندگی زمانی در مسیر وابستگی هویتی به غرب است. این جماعت در مطالعات‌شان روزآمد نشده‌اند و در مسیرِ یافتن پایگاه علمی و معرفتی‌شان به آموزه‌های آکادمیک بیش از 3 دهه پیش بسنده می‌نمایند.

۵ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ بهمن ۹۲ ، ۲۰:۵۹

کیش شخصیت، اثر اولین رییس جمهور

سیدفرید حاج‏‌سیدجوادی

5 بهمن ماه 1358 اولین انتخابات ریاست جمهوری ایران برگزار شد. نتیجه این انتخابات برای مردمی که اولین انتخابات آزاد را پس از چند دهه انتخابات فرمایشی تجربه می‌کردند، اهمیتی کمتر از اصل حق مشارکت در سرنوشت سیاسی‌شان داشت. اما این نتیجه چنان بود که کشور را به دوران پرتنش و اضطرابی، در ارتباط ارکان نظام وارد کرد. اگر رکن ولایت فقیه با درایت و هوشمندی حضرت امام خمینی(ره) نبود، سرنوشت امروز انقلاب مصر برای ما دور از انتظار نمی‌نمود. بنی‌صدر که با رای اکثریت قاطع مردم به ریاست جمهوری برگزیده شده بود، دارای صفات شخصیتی و پایگاه فکری‌ای بود، که زودتر از انتظار به رویارویی و مجادله با دیگر قوا و حتی مخالفت با رهبر کبیر انقلاب دست زد.

تنفیذ بنی صدر

بنی صدر فرزند یک عالم روحانی همدانی بود و بدین واسطه از فرهنگ مذهبی سنتی و نیز مناسبات جامعه ایرانی با روحانیت آگاهی داشت. همچنین سابقه فعالیت سیاسی وی در چارچوب جبهه ملی به دوران دانشجویی باز می‎گشت. در سالهای حضور در اروپا نیز در تعامل ناپایدار با دانشجویان فعال ایرانی، به ایراد سخنرانی و تالیف کتاب مبادرت می‌ورزید. یک از تالیفات مشهور وی کتابی است به نام «کیش شخصیت»، که به پدیده چهره سازی و خودشیفتگی نخبگان در جوامع می‌پردازد. شاید آن روز که در حال نگارش این کتاب بود، گمان نمی‌کرد نماد برجسته این انحراف در جامعه ایرانی خواهد شد:

شخصیت پرستی از جمله عوامل ناکامی بعثت هاست. «انسان تاریخ ساز» تاریخی ساخته و می سازد که در آن امرهای واقعِ قدیم در شکل جدید استمرار می جویند. راستی آنستکه انسان پیشاروی خویش را باز و بازتر می خواهد. انسان خواهی نخواهی به اندیشه و کار خویش نظام می بخشد و به آن از راه عمل سازمان و جهت و هدف می دهد. شخصیت پرستی، زندانی شدن در چهاردیواری مطلق ها و زندگانی استمراری در آنست. شخصیت پرستی (در صورت ها و جنبه های گوناگون) بالنفسه گویای استمرار نظامهای شرک زده است. نظامهایی که موجهای حرکت را جذب می کنند و ضربه های انقلاب را تحمل می کنند و تخریب آدمیان را بدست یکدیگر، وسیله و ضامن استمرار خویش می گردانند. بدینقرار انسان، بنفس خویش و باراده خود، با عملش، و در یک کلام با نظام فکری خویش در کم و کیف نظام اجتماعی اثر می گذارد. نظام ارزشی که بر عمل فرمان می راند و اندریافت آدمی از خویش و دیگری، از نظام اجتماعی اثر می پذیرند و بنوبه خود در آن اثر می گذارند. علاوه بر این نظام فکری و نظام اجتماعی عناصر جدای از هم و مؤثر در هم نیستند، یک مجموعه اند و یک هویت دارند. بدینخاطر نقش انسان در ساختمان تاریخ ویژه خویش، نقشی تعیین کننده است و بلحاظ همین نقش، ماندن در غیریت ها و یا در گذشتن از خودِ بیگانه شده و بازجستن خویش، به سخن دیگر ماندن در کیش شخصیت یا آزادی جستن از آن، در سرانجام هر انقلاب و بعثتی اثر می گذارد. نمی توان با وجود شخصیت پرستی بعثت را به پیروزی رهنمون شد. پیروزی بعثت درگرو تغییر بنیادی نظام اجتماعی و نظام فکری هر دوست، و از آنجا که تغییر بدست آدمیان باید انجام بگیرد، مبارزه با خودپرستی و شخصیت پرستی تقدم می یابد زیرا که باید نیروئی رها شده از قید نظام موجود پدیدار شود، یک نیروی مخالف منفی که پایش از تعلق و تعهد به نظام موجود آزاد باشد و علیه آن عمل کند.

بنی صدر به همراهی امام و با پرواز انقلاب به ایران آمد و از همان ابتدا چهره‌ی روشنفکری همنوا با انقلاب و امام و متخصص در اقتصاد اسلامی از خود ارائه کرد. با توجه به انباشت مشکلات اقتصادی در طبقات متوسط و محروم جامعه، تحصیلات و سوابق علمی وی فرصت مناسبی برای‌ تبلیغات انتخاباتی وی فراهم آورد. از سوی دیگر اعتماد به نفس و مهارت کلامی، وی را در جلب آراء و اذهان مردم توانمند ساخته بود. 

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۵ بهمن ۹۲ ، ۰۶:۲۸

رسول رحمت و وحدت

سیدفرید حاج‏‌سیدجوادی

مجد و علوّ مقام و مرتبت نبی اکرم(ص) مانع از آن است که فهم ما از عهده توصیف شخصیت ایشان برآید. آنچه مسلمانان در شناخت ایشان برشمرده‌اند، از مرتبه افعال و سیره چندان فراتر نرفته است. اما آنگاه که به مدد کلام الله و بیان امیرالمومنین(ع) به شناخت اشرف خلایق الهی می‌پردازیم، زوایایی نو از کمال و علوّ رسول الله(ص) بر ما آشکار می‌شود. در این مجال مهترین ارمغان نبی اکرم(ص) برای انسان‌ها را در قرآن کریم و  بیان امیرالمومنین(ع) مرور می‌نماییم.

شاید بتوان گفت شوق مهرآمیز و شفقت و رحمت رسول‌الله به مردم بارزترین وجهه شخصیت ایشان در کلام امام علی‌بن‌ابیطالب(ع) باشد. آشنایی با شخصیت رسول الله(ص) را می‌توان از برخی آیات کتاب الله نیز استفاده کرد، آنجا که می‌فرماید:

 لَقَدْ جَاءکُمْ رَسُولٌ مِّنْ أَنفُسِکُمْ عَزِیزٌ عَلَیْهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِیصٌ عَلَیْکُم بِالْمُؤْمِنِینَ رَؤُوفٌ رَّحِیمٌ

هر آینه پیامبری از خود شما بر شما مبعوث شد ، هر آنچه شما را رنج می دهد بر او گران می آید سخت به شما دلبسته است و با مؤمنان رئوف و مهربان است

یا تلاش جان‌فرسای رسول رحمت برای نجات مردم از گمراهی و تباهی و رهنمون ساختن به مسیر بهره‌مندی از فضل و رحمت الهی چنان بود که خداوند برای آرامش ایشان  چنین آیاتی نازل فرمود:

فَلَعَلَّکَ بَاخِعٌ نَّفْسَکَ عَلَى آثَارِهِمْ إِن لَّمْ یُؤْمِنُوا بِهَذَا الْحَدِیثِ أَسَفًا

شاید اگر به این سخن ایمان نیاورند ، خویشتن را به خاطرشان از اندوه هلاک سازی 

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۹ دی ۹۲ ، ۱۶:۱۸

آیین سازی در عزاداری

سیدفرید حاج‏‌سیدجوادی

اقامه مجالس عزا برای مصائب سیدالشهداء(ع)، سنتی است که درپی واقعه عاشورا به اشاره اهل بیت(ع) و الگوسازی ایشان پایه‌گذار شد. پیش از عاشورا روابتی که بر اقامه مجالس سوگواری در عزای نبی اکرم(ص)، امیرالمومنین(ع) یا فاطمه زهرا(س) دلالت داشته باشد، در دست نیست. البته درباره برخی از امامان متاخر از اباعبدالله(ع) روایاتی در دست داریم که بر عزاداری سالیانه ایشان تا مدتی مشخص پس از وفات شان دلالت دارد.

فاجعه عاشورا به جهت برخورداری از ظرفیت‌های عاطفی و حماسی، مجال سامان‌یافتن فراگیرترین آیین عزاداری را فراهم آورده است. به تبع این آیین، آداب و سنن عزاداری در میان محبان اهل‌بیت(ع) تقویت شده و نهادهای متناسب با خود را پدید آورده است. هیئات عزاداری، شعر آیینی، مداحی و ... برخی از نهادهای اجتماعی است که برآمده از سنت عزاداری سیدالشهداء(ع) اند.

 امروز در جامعه شیعی ایران با فراگرد جدیدی مواجه هستیم که در آن نهادهای عزاداری به کانون سنت‌سازی برای مراسم سوگواری بدل شده اند. در واقع به جای آنکه هیئات، مداحان و واعظان براساس هدایت ائمه معصومین(ع) آیین‌های عزاداری را برپا نمایند، تبدیل به عاملان طرحریزی موسم‌های های عزاداری نوین شده اند. با توجه به ظرفیت اجتماعی فراوانی که در این اقشار فراهم آمده، توانایی جریان سازی شان قابل توجه است.از همین رو می‌توانند بدون آنکه برای رفتارهای‌شان دلایل کافی ارائه نمایند، سنت‌های اجتماعی را ایجاد نمایند یا در آنها تغییر دهند.

آنچه در سالیان اخیر به عنوان ایام عزاداری محسنیه رواج یافته نمونه‌ای از سنت‌سازی سلیقه‌ایِ کانون‌های عزاداری است. به لحاظ تاریخی وقوع رفتارهای خشن و ظالمانه از سوی غاصبان ولایت امیرالمومین(ع) پس از رحلت نبی اکرم(ص) قابل انکار نیست. عظمت این مصیبت و آسیبی که به مسیر هدایت الهی وارد ساخته از دایره فهم و تقدیر ما بیرون است.

۲ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۱ دی ۹۲ ، ۱۲:۴۹

با روضه زنده هستیم*

سیدفرید حاج‏‌سیدجوادی

"الحمدلله علی عظیم رزیتی" فراز پایانی زیارت عاشورا سپاسگزاری خاضعانه به درگاه الهی برای توفیق عزاداری بزرگ است. سراسر این زیارت نیز تولی اهل بیت(ع) و تبری از اعداءشان را وسیله سلوک و تقرب می‌شمارد. به برکت انقلاب اسلامی فرهنگ عزاداری اباعبدالله در جامعه ایران ارتقاء یافت، هر چند که امروز از اوج آن فرهنگ که در سال 57 نمودار شد فاصله گرفته ایم، اما آثار فرهنگ ظلم‌ستیز و رهایی‌بخش عزاداری‌های 1357 همچنان باقی است. پس از گذشت سالیان متمادی از راه‌پیمایی‌های انقلابی محرم 1357، ظرفیت اجتماعی و سیاسی عزاداری اباعبدالله(ع) در  9 دی 1388 باردیگر نمایان شد و نسیم رحمت حسینی آتش فتنه را افسرده ساخت.

در برابر این روند رو به رشد در عزاداری اباعبدالله، دو جریان مخالف نمودار شده است. این دو جریان از دو سوی مخالف بر محوریت و مرکزیت این آیین رکنی مکتب اهل‌بیت(ع) آسیب می‌رسانند. جریان اول که بیشتر از سوی مدعیان تجدد و علم نمایندگی می‌شود، عزاداری اباعبدالله(ع) در ماه‌های محرم و صفر را عامل دل‌مردگی و افسردگی جامعه می‌انگارد. جریان دوم نیز به تازگی در رسمی بی‌پایه، عزاداری ایام محسنیه را به عنوان متمم این دو ماه پیگیری می‌‎نماید. روی سخن در این نوشتار با جریان اول است و ان‌شاء الله در نخستین فرصت به بررسی اصالت عزاداری ایام محسنیه نیز خواهم پرداخت.

انا قتیل العبرة

آنچه در ظاهر عزاداری سیدالشهداء(ع) نمودار می‌شود، حزن و گریه است. طبیعت آدمی نیز از اینکه خاطرات ناگوار‌اش را تداعی نماید و به یاد انها گریه کند گریزان است. همین امر موجب شده، حلقه‌های اجتماعی و رسانه‌ای تجدد و روشنفکری جسارت یابند و عزاداری و گریه بر مصائب سیدالشداء(ع) را عامل افسردگی جامعه ایرانی قلمداد کنند.

۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۴ دی ۹۲ ، ۰۵:۲۴

زیارت اربعین ، آیین میان فرهنگی شیعه

سیدفرید حاج‏‌سیدجوادی

بنابر روایت امام حسن عسکری علیه السلام زیارت اباعبدالله در اربعین در کنار چهار رفتار دیگر، از نشانه های مومن محسوب شده است. این 5 نشانه همگی از ویژگی‌های تمایز بخشی برخوردارند، و مجموعه‌ی آنها نمادهای هویتی مکتب اهل بیت(ع) به شمار می‌روند. اما در میان این نشانه‌ها زیارت اربعین از ویژگی ممتازی برخوردار است که در سالیان اخیر بیشتر نمایان شده است.  چهار نشانه دیگر یعنی فرائض و نوافل یومیه، انگشتر به دست راست کردن، بسم الله را بلند گفتن و سجده بر خاک، از ظرفیت سامان‌دهی یک آیین اجتماعی برخوردار نیستند. در این میان زیارت سیدالشهداء در روز اربعین به جهت تمرکز مکانی و زمانی، زمینه‎ساز شکل گیری یک آیین اجتماعی شده است.

این ظرفیت تا پیش از محدودیت‌های حکومت بعثی، در قالب شکل گیری دسته‌ها و هیئات عزاداری عشایر و شیعیان ساکن در بلاد و قرای اطراف کربلا و نجف و رهسپار شدن‌شان به سوی کربلا سامان یافته بود. وقفه چند دهه ساله این آیین در دوران حکومت حزب بعث، همزمان با دوران گسترش مراودات فراملی و تسهیل و توسعه سفرهای زیارتی بود. پس از پایان محدودیت‌ها، با تاخیری چند ساله این نشانه مکتب اهل بیت علیهم اسلام فرصت یافت تا به یکی از گسترده‌ترین تجمعات بشری تبدیل شود. شناسایی و فهم ابعاد معنوی این آیین نیازمند مجال واسعی است، اما در این یادداشت تنها به چند ویژگی و ملاحظه در این باره بسنده می‌شود:

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۷ دی ۹۲ ، ۲۲:۱۸

تکلیف‌مداریِ نتیجه‌گرا

سیدفرید حاج‏‌سیدجوادی

 بخشی از بدنه جوان هوادار انقلاب اسلامی در سالیان اخیر با عَلَم تکلیف گرایی ، گونه‌ای از عقلانیت سیاسی را به نمایش می‌گذارد. جلوه آشکار این رویکرد در ایام انتخابات و اقبال ایشان به نامزدهای منادی ارزش‌های انقلاب نمایان می‌شود. شاه بیت این جماعت در دفاع از عملکرد‌شان، اصالت تکلیف مداری در برابر نتیجه گرایی است. اِسناد این تفکر به اندیشه سیاسی امام خمینی(ره) نیز با بیان مشهور ایشان خطاب به روحانیون سکه رایج تکلیف گرایان است:

تاخیر در رسیدن به همه اهداف دلیل نمی شود که ما از اصول خود عدول کنیم . همه ما مامور به ادای تکلیف و وظیفه ایم نه مامور به نتیجه .[i]

تکلیف و نتیجه

برای بررسی عالمانه این تقابل و اتخاذ مبنا میان دوگانه تکلیف و نتیجه، ادبیات فقهی مناسبی فراهم است. در اصطلاح فقه برخی از اوامر را «امر به سبب» و برخی دیگر را از قبیل «امر به مسبَّب» می‌شمارند. به طور مثال وقتی به نمازگزار خطاب می‌شود که به شستشوی صورت و دست و مسح بر سر و پا اقدام نماید، امر به سبب شده است. مجموعه شستشوها و مسح‌ها سببی برای دست‌یابی به شرط طهارت در نماز است. در چنین مواردی اگرچه امر به سبب تعلق گرفته اما مصلحت واقعی در نتیجه، یعنی طهارت است. در صورتی که مصلحتی مهم‌تر از طهارت در میان باشد، وجوب طهارت و به تبع آن افعال وضوء منتفی می‌شود. 

از سوی دیگر متعلق برخی اوامر نتایج و مسبَّبات اند، به گونه ای که تحقق آن نتیجه به واسطه اسباب اختیاری میسر می‌شود. این نتایج اگرچه مستقیم و بدون واسطه اسباب قابل تحصیل نیست، اما به جهت امکان تمهید و تحصیل آن به واسطه اسباب اختیاری، در دایره مقدورات قرار دارد و امر به آن ممکن می‌شود. به عنوان نمونه در امر به ایمان و باور به معارف حقه، لازم است از طریق تکاپوی علمی معارف حقه را بشناسیم و با روش‌های برهانی به آنها یقین پیدا کنیم یا بنابر توصیه قرآن با بندگی به یقین دست یابیم.[ii] اگرچه یقین از افعال اختیاری انسان نیست، ولی به واسطه اسباب اختیاری قابل تحصیل است. در چنین مواردی اگر چه مصلحت در نتیجه است ولی آنچه در مستقیم در حیطه قدرت مکلف قرار دارد، اسباب و مقدمات اختیاری آن است

یا چنانچه شخصی در حال غرق شدن باشد وظیفه ما نجات جان وی است و اگر بدانیم یا احتمال عقلایی بدهیم که این امر نیازمند کمک و یاری دیگران است، اقدام فردی برای نجات غریق واجب نیست. حتی می‌توان گفت اگر با اقدام فردی برای نجات غریق، از همکاری با دیگران غفلت ورزیم، در برابر غرق شدن و مرگ وی مسئول و معاقب خواهیم بود. در چنین مواردی واجب است برای تحصیل نتیجه‌ی مطلوب شارع و تحقق آن به واسطه اسباب، برنامه ریزی کنیم و با درخواست از دیگران و استفاده از ابزار مناسب، برای دست‌یابی به نتیجه تلاش نماییم.

با این مقدمه به مسئله اصلی این نوشتار باز‌می‌گردیم، در کنش‌ اجتماعی و سیاسی، نسبت تکلیف و نتیجه چیست؟ آیا برای تحصیل نتیجه می‌توانیم از تکلیف صرف‌نظر کنیم؟ یا آنکه تکلیف سیاسی معطوف به نتیجه است؟

۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۳ آذر ۹۲ ، ۲۳:۵۰

رستاخیز ارزش‌های انقلابی

سیدفرید حاج‏‌سیدجوادی

رهیافت توصیف و تحلیل پدیده های اجتماعی با الگوی مفهومی گفتمان، به تبع تنزّل عقل از جایگاه رفیع ادراک و فهم مطلق پدیدار شد. اگرچه مبادی معرفتی تحلیل گفتمان بر امتناع معرفت مطلق و فراگیر استوار شده است، قائلین به امکان معرفت مطلق و عام نیز می‌توانند با لحاظ محدودیت‌های معرفتی چارچوب نظری آن، از تحلیل‌های گفتمانی برای بیان مسائل اجتماعی استفاده نمایند. به عنوان نمونه، در شرایطی که پیچیدگی مولفه‌های موثر در شکل‌گیری و تحول پدیده‌های اجتماعی، شناخت دقیق روابط علی و ماهیت دقیق مسئله را ناممکن می‌سازد، رویکرد تحلیل گفتمان می‌تواند کارساز باشد، چنانکه تحلیل برخی از رفتارهای سیاسی جامعه بر مبنای چارچوب مفهومی وجود و علیت میسر نیست.

تحلیل و بررسی جامعه‌شناختی تحولات سیاسی جامعه از جمله مواردی است که بدون تمسک به چارچوب مفهومی گفتمان دشوار می‌نماید. برای آنکه بتوانیم رخدادها و کنش‌های سیاسی جامعه را توصیف، تحلیل و پیش‌بینی نماییم، مناسبات اراده و ادراک را در چارچوب گفتمان پیکربندی می‌نماییم. نتیجه آنکه موضوعات مورد بررسی ما دیگر از امور واقعی و نفس‌الامری نیستند و وجود و عدم شان به معنای رایج در فلسفه اسلامی نیست.

در سالیان اخیر کاربرد واژه «گفتمان» در معانی غیردقیق رایج شده، اما کاربرد آن درباره دو جریان سیاسی‌ـ‌اجتماعی «اصلاح‌طلبی» و «اصولگرایی» مطابق اصطلاح علمی آن بوده است. اصلاح طلبی برآمده از اراده‌ی جمعی از اندیشمندان و کنشگران اجتماعی و سیاسی بود، که با مفصل‌بندی مفاهیم اجتماعی بر مدار «توسعه سیاسی» جریان اراده ملی را به پیروی از خود واداشت. بررسی علل و عوامل شکل‌گیری و توفیق این تلاش جمعی، از حوصله این نوشته خارج است. اما به اجمال می‌توان گفت، توفیق این جریان وام‌دار مطالبه برخی ارزش‌های جامعه ایرانی بود، که در ساختارهای سیاسی و اجتماعی مورد بی‌مهری قرار گرفته بودند. زمینه شکست این جریان نیز پیامد ناتوانی گفتمان اصلاحات در تامین بخشی دیگر از ارزش‌ها و آرمان‌های معنوی و اسلامی جامعه ایرانی بود.

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۶ آذر ۹۲ ، ۲۲:۴۲

سایر مطالب