طلوع

محفل جهاد فکری
سرآغاز

روزنوشت جمعی طلوع محفل جهاد فکری چند طلبه و دانشجوی متعهد به ارزش‌های اسلام ناب محمدی(ص) است. در این مجال، با سرمشق گرفتن از مکتب امام خمینی(ره) جهاد فکری خود را در رکاب حضرت آیت الله خامنه‌ای پیگیری خواهیم کرد.

طبقه بندی موضوعی

مناقشاتی در چند توجیه رایج برای «حجاب اختیاری»

سجاد صفار هرندی
دوشنبه, ۲۳ دی ۱۳۹۲، ۱۰:۵۵ ق.ظ

اعلام مخالفت با الزام حکومتی حجاب و دفاع از آنچه «حجاب اختیاری» نامیده می­شود، در سالهای اخیر منحصر به مخالفان اصل حجاب و جریانات سکولار غیر دینی نبوده است. در مواردی برخی از کسانی که برای خود هویت دینی قائل اند و در حوزۀ شخصی به احکام دین التزام دارند نیز در سلک همراهان چنین ایده­هایی دیده می­شوند. طبعاً چنین افرادی در جهت توجیه و تقویت این موضع خود رو به توجیهات و شبه استدلالات درون دینی می­آورند و تلاش می­کنند که محملی دینی برای چیزی که بدان تمایل دارند بیابند. چنین چیزی خواه صادقانه و به تصور رها ساختن دین و دینداری از موضع اتهام «محدود کردن آزادی­های فردی» باشد و خواه ابزارگرایانه در جهت تقویت موضعی غیر دینی با شبه استدلالات دینی، اقتضائات خاص خود را دارد و نمی­توان به همان صورت که با استدلالات برون دینی در مقابل حجاب تعامل می­شود، با این گونه دلیل تراشی­ها نیز مواجه شد.

البته چنین توجیهاتی خود انواع گوناگون دارند و از مباحث تاریخی و شبه فقهی گرفته تا دلیل­تراشی­های ظاهراً مبتنی بر "عقل سلیم"  را در بر می­گیرند. در این مجال ما در حاشیه چند شیوۀ استدلال عمومی و نسبتاً رایج برای توجیه به اصطلاح- «حجاب اختیاری» به ملاحظاتی انتقادی بسنده می­کنیم و ورود به همۀ موارد طبعاً نیازمند بضاعت و مجالی فراتر از این است.

***

یک. حجاب اساساً یک حق و انتخاب فردی است و چیزی که حق فرد است بدین معناست که اجبار و اکراه در آن راه ندارد. چنانکه در قرآن کریم نیز داریم: «لا اکراه فی الدین». هیچ اجباری در دین نیست.

- ابتدائاً لازم است بار دیگر این بحث مکرر تکرار شود که مقام عبارت «لا اکراه فی الدین» که در آیۀ شریفۀ 256 سورۀ بقره آمده است، مقام پذیرش یا عدم پذیرش اصل دین است که انسانها به صفت اختیار و آزادی تکویناً -و البته نه تشریعاً- می­توانند آن را بپذیرند یا نپذیرند. چرا که در مقام تشریع خداوند همه را دعوت به پذیرش دین و تبعیت از آن می­کند و این را شرط سعادت می­داند، اما انسانها مختار آفریده شده اند تا این دعوت را اجابت کنند یا نکنند. اما این همه اساساً ربطی به احکام و قواعدی که دین وضع می­کند و تبعیت از آنها را الزامی می­سازد، ندارد. اگر کسی دین را پذیرفت و بنا را بر دینداری گذاشت، باید به مجموعه­ای از قواعد ملتزم شود. از این حیث دیانت همچون هر سیستم یا چارچوب اعتقادی یا اجتماعی دیگری است. نمی­توان خود را تحت رژیم لاغری دانست و در عین حال هر صبح کله پاچه و هر شب شیرینی خامه­ای خورد! این امر چنان که در امور فردی، در امور اجتماعی نیز صادق است. وقتی بنا می­شود که در جامعه­ای نظم و نظام دینی برقرار شود، الزاماتی به همراه خود دارد. باری، اگر نظم جامعه علی الاصل با اجبار و اکراه بخواهد دینی شود، می­توان در مقام نفی و رد آن به آیۀ شریفۀ مذکور تمسک کرد. اما مقام بحث ما در اینجا این نیست. نظام دینی در ایران نتیجۀ مردمی­ترین انقلاب اجتماعی و سیاسی در تاریخ معاصر انسان است. این خواست (یعنی تحقق نظم و نظام دینی) به نحو روشنی توسط اکثریت مردم در رفراندوم فروردین 58 اعلام شده و با حضور چشمگیر در صحنه­های گوناگون سی و پنج سال اخیر مورد ابرام قرار گرفته است. لذا اصل این امر مبتنی بر انتخاب و اراده­ای آزاد است، اما در مقام تحقق آن باید به لوازم و الزاماتش پایبند بود و آنها را مورد تبعیت قرار داد.  

دو. الزام به حجاب عملاً باعث بی معنا شدن فلسفۀ حجاب می­شود. زیرا بدین ترتیب اصلاً تمایزی میان کسی که مؤمنانه و متعهدانه دینداری و حجاب را انتخاب کرده و کسی که از روی ناچاری به آن تن داده، باقی نمی­ماند. الزام به حجاب اقدامی بر ضد معنای حقیقی حجاب است.

- دربارۀ معنای حقیقی حجاب باید تأمل کرد. یکی از ویژگی­های مشترک این گونه دلیل­تراشی­ها، تلقی حجاب به مثابه امری فردی است. در واقع، حجاب را صرفاً از زاویۀ فاعل فردی آن (زنی که می­خواهد حجاب را رعایت کند یا نکند) می­بینند. گویی که حجاب صرفاً حکمی عبادی است و یا بخشی از پروسۀ سلوک معنوی زن محجبه است. شاید در تقویت چنین تصوری، بخشی از تبلیغات حامیان و مبلغان حجاب اسلامی که بر مواهب و برکاتی که حجاب می­تواند برای زن مسلمان داشته باشد، تأکید می­کنند، مؤثر بوده باشد. اما توجهی اندک به ظواهر بیان شارع مقدس در تشریع حکم حجاب مبین آن است که مسأله صرفاً یک مسألۀ عبادی همچون نماز و روزه نیست، بلکه به روشنی غایت و هدفی اجتماعی در کار است که می­باید به وسیلۀ حجاب محقق شود. تحقق این غایت یعنی حذف یا کمرنگ ساختن تحریکات جنسی در صحنه عمومی جامعه اسلامی- منوط به رعایت حکم حجاب در حداقل­های آن توسط همگان است. نه اینکه رعایت و عدم رعایت حجاب به اختیار و میل شخصی واگذاشته شود. فلذا در نظم اجتماعی که بناست اسلامی باشد، ناگزیر رعایت حجاب یک الزام است. البته لازم به ذکر است که این الزام همچون هر الزام اجتماعی یا حکومتی دیگری برای آنکه مردم را به خود ملزم سازد، نیازمند به اقناع و توجیه یا به اصطلاح رایج "کار فرهنگی" است. اما در عین حال همچون هر الزام حکومتی دیگری نیازمند ضمانت­های اجرایی نیز هست.

سه. رجوع به قرآن، روایات و منابع اسلامی هر چند حاکی از امر به رعایت حجاب توسط زنان مسلمان است، اما هیچ دلالتی بر الزام حکومتی حجاب یا حجاب اجباری ندارد. هیچ نقلی وجود ندارد که پیامبر اکرم یا امیر المؤمنین در دوران حاکمیت خود در رابطه با حجاب اقدام حکومتی کرده باشند.

- به طور کلی رجوع به منابع اسلامی و استخراج احکام دینی از آنها نیازمند تخصصی خاص است که همچون هر تخصص دیگری پس از سالها تحصیل و تدبر حاصل می­شود. فلذا بهتر است این گونه مباحث تخصصی را به اهل آن واگذاشت. اما صرفاً به عنوان اشاره­ای موضوع شناسانه باید توجه داشت مسألۀ حجاب و بی حجابی به معنایی که در دوران کنونی با آن مواجهیم، به اصطلاح فقها موضوعی مستحدثه است و ماهیتاً در جوامع اسلامی مسبوق به سابقه نبوده است. تا قبل از دوران جدید، در عموم جوامع اسلامی این مسأله که بخشی از زنان مسلمان به طور عمدی (و نه سهوی یا به سبب بدوی بودن آن­گونه که دربارۀ زنان بادیه نشین مطرح بوده است) حجاب را رعایت نکنند، وجود نداشته است. طبیعی است که این التزام عمومی اساساً بحث از الزام حکومتی را بی وجه می­کرده است. فلذا توقع آنکه بحث از الزام حجاب مستند بر مضامین صریح آیات و روایات باشد، همانقدر ناموجه است که در مورد احکام مربوط با بانکداری و بیمه چنین توقعی داشته باشیم. در چنین مواردی تتبع مجتهدانه است که می­تواند از قواعد و اصول مربوط به موضوع، حکم موضوع نوظهور را استنباط کند.

چهار. الزام حکومتی حجاب در فضای کنونی منشأ تنش و بحران دائمی روزمره است و بدین ترتیب مجموعه­ای از بغض­ها و عقده­ها را به وجود می­آورد. در این شرایط هر روز می­بایست شاهد رو در رو قرار گرفتن پلیس (حکومت) با بخش­هایی از مردم باشیم و این لطمات مهمی دارد. اختیاری شدن حجاب با از میان برداشتن این منشأ تنش فضا را بهتر و مساعدتر می­کند و بخشی از تضادها و عقده­ها را نیز تخلیه می­کند.

- پیش از ورود به این محور بحث، برای نگارنده همواره به طور نقضی این پرسش مطرح است که آیا طرح کنندگان چنین استدلالاتی، فراتر از بحث حجاب شرعی، به حد و حدودی در امر پوشش که توسط قانون و حکومت تضمین بشود، قائلند یا در این مورد از نوعی آزادی مطلق حمایت می­کنند؟ آیا با همان مبنایی که می­توان رعایت یا عدم رعایت حجاب را حق فردی قلمداد کرد، نمی­توان دربارۀ حق عریانی نیز چنین حکمی صادر کرد؟! آیا مطرح کنندگان چنین مباحثی می­توانند به تبعات حرف خود پایبند باشند و از آزادی عریانی نیز حمایت کنند؟ اگر پاسخ آری است که ماهیت بحث متفاوت می­شود، اما اگر پاسخ منفی باشد و لزوم وجود حداقل­های لازم الاتباعی در حوزۀ پوشش پذیرفته شود، جای این سؤال است، که این حدود چه باید باشند؟ بر چه مبنا و اساسی می­توان این حدود را تعیین کرد؟ مثلاً بر چه مبنایی می­توان قانون وضع کرد که روسری و مقنعه اختیاری است ولی پیراهن و شلوار الزامی است؟!

در فرض مورد بحث، حذف الزام حکومتی حجاب به هیچ رو نقطۀ پایان تنش مذکور نیست. بالاخره آیا پوشش در جامعه­ای که عنوان اسلامی دارد، حد و حدودی دارد یا خیر؟ اگر حد و حدودی دارد، ضمانت حفظ و رعایت این حد و حدود چیست؟ جز دولت یا همان پلیس؟ پس ماجرا در فاز دیگری ادامه می­یابد و چه بسا شدیداً حاد می­شود. نگاهی عملگرایانه و واقع گرایانه به مسأله به وضوح نشان می­دهد که نزاع موجود با لغو الزام به سر کردن روسری، به نزاع بر سر پوشیدن مانتو و شلوار ارتقا خواهد یافت!   

ممکن است گفته شود که فرهنگ یا عرف عمومی جامعه خود قدرتمندترین ضمانت است و برای منتفی ساختن چنین نمودهای حادی کفایت می­کند. اما نگاهی سرسری به چند مثال مشخص، از جمله شرایط پوشش در کشور خودمان پیش از انقلاب اسلامی (مشخصاً تهران و نیز سواحل شمالی کشور)، نوع رفتار برخی هموطنان در سفرهای خارج از کشور و نیز شرایط پوشش در برخی کشورهای اسلامی همسایه که از جهت نفوذ تجدد در مناسبات جامعه شرایطی مشابه ما دارند (مثل ترکیه) خوشبینی مفرط موجود در پندار فوق را آشکار می­سازد. هر چند ضمانت فرهنگی و عرفی عموماً ضمانت قدرتمندی است اما در مورد خاص بحث (یعنی حجاب و پوشش)  مسأله متفاوت است. چنان که هم اکنون نیز اقلیت کوچکی که نمودهای حاد بدپوششی و بدحجابی را در جامعه ما رقم می­زنند، به رغم آنکه عرف مورد قبول اکثریت مطلق جامعۀ ایران را زیر پا می­گذارند، اما یا با واکنش درخوری مواجه نمی­شوند و یا اینکه آنچنان مصمم (و به عبارت بهتر گستاخ) هستند که چنین واکنش­هایی نمی­تواند آنها را وادار به تغییر رفتار سازد. ضمن آنکه نبایست از گسترش بی سابقۀ رسانه­های ارتباطی جدید و فرهنگ مسلط بر آنها غفلت کرد. تأثیر این فرهنگ مسلط بر قلمروی پوشش و آرایش واضح­تر از آن است که نیاز به توضیح داشته باشد.

اما تبعات حذف الزام حکومتی حجاب بسیار فراتر از اینهاست. به عنوان مثال، می­توان تبعات چنین امری را در قلمروی هنرهایی از قبیل سینما و تئاتر متصور شد. فلذا این امر نه تنها راه حل مسألۀ حجاب در ایران پس از انقلاب نیست، که از موضعی عملگرایانه و واقع گرایانه سقوط بیشتر در گردآب مسأله و تعمیق تنش و بحران است. 

نظرات  (۱۷)

۲۳ دی ۹۲ ، ۱۱:۰۶ محمد حسن
سلام کاکو- نوشته ات رو می پیپیچونی!! یه کم بدون قلق بنویس
عین قرآن که پیچیده ترین حرفها رو با ساده ترین مفاهیم بیان میکنه البته بسته به نوع فهم افراد داره که به چه میزان متوجه بشوند
یا علی
پاسخ:
علیک کاکو
خودت میگویی قرآن! چه دخلی به ما دارد!
صادقانه عرض میکنم که تعمد و تلاشی در مغلق نویسی ندارم ولی اینکه نقد مذکور دارد مکرر میشود نشان دهنده این است که تحصیل جامعه شناسی یا شاید هم اصول (!) به قلم بنده لهجه ای داده که خیلی گوشنواز نیست. 
کار زیادی نمی توانم بکنم. لهجه است. عفو بفرمایید.
بعضی ها این لهجه رو دوست دارن، اینطور نیست که برای همه سخت باشه، اصلا برای بعضی ها قابل فهم تره.

همین الان هم متاسفانه در جامعه حداقل پوشش، فقط پوششی مثل بلیز و شلوار و یک پارچه ای برای روی سر (شاید بیشتر شبیه به کلاه لباس فرم پهلوی تا حجاب مو!) قانون عرفی شده و نه پوششی به عنوان حجاب اسلامی.
اگر حجاب اختیاری شود دیگر همین خط قرمز حداقلی هم برای پوشش در جامعه نمی ماند!
امیدوارم مشکل حجاب را با فرهنگ سازی و الگو سازی صحیح و ترویج حیا در خانمها و غیرت در آقایون زودتر حل کنند!
استفاده کردم. مسئله ی «حریم اجتماع» مسئله ی مهمی است.
در مواجهه با این سنخ مخاطبان که گفتید (کسانی که علی أیّ حال استدلال درون دینی دارند) مجهّز بودن و به کارگیری قواعد اصول فقه بسیار راهگشا و حجّت آور است. متاسفانه بحث های این گونه ای (که در بیان شهید مطهری مشاهده می شد) راکد شد و رشد نکرد. ما در کنار علیرضا پناهیان و ماندگاری و عالی و رفیعی و... به کسانی نیاز داریم که مجهّز به زبان شناسی شیعه (اصول فقه) در تراز بالا باشند و از طرف دیگر به جای تاسیس بیت و دفتر، با مردم و رسانه در ارتباط باشند.
۲۴ دی ۹۲ ، ۱۲:۳۴ سید احسان رئیس الساداتی
سلام. حالا راه حل شما چیه؟
پاسخ:
این خودش بحثی مجزاست. ما در این مقاله فقط میخواستیم ادله حامیان حجاب اختیاری را رد کنیم.
۲۴ دی ۹۲ ، ۲۱:۳۱ سید احسان رئیس الساداتی
۱. موضوع اینه که شما باید با توجه به مقبولات آنها استدلال کنید. کسی که از ریشه قبول ندارد را شما هی به او بگویید «الزام اجتماعی» یا «الزام اسلامی» یا «الزام حکومتی» فایده ای ندارد. تلقی شما هم مورد پذیرش آنها نیست. که اگر بود پیش از شما کسانی گفته بودند و آنها شنیده اند.
۲. موضوع این هست که شما اگر توانستید فرهنگ عریانی را در آن سوی دنیا بر اساس الزامات جامعه شناختی حل کنید. این طرف خود به خود حل خواهد شد. ۳. بعدم شما دارید بیشتر یک افدام دولت ساخته فاقد پشتوانه و آینده پژوهانه را توجیه میکنید. به نظرم اگر فرهنگ یک اقدامی را آغاز کند و حکومت پشتیبانی نماید خیلی معقول تر است از اینکه حکومت یک اقدامی را اغاز کد و ما به دنبال ان فرهنگ سازی کنیم. کاری که الان گرفتارش هستیم از سنخ اول هست.
پاسخ:
ظاهراً شما اصلاً خودت را درگیر چیزی که نوشته شده نکرده ای. 
مخاطب این مطلب بی حجابها و بدحجابها نیستند. بلکه مذهبی هایی هستند که در دفاع از حجاب اختیاری دلیل تراشی میکنند. 
ضمناً اگر از نسل گذشته بپرسید و در تاریخ مطالعه کنید، الزام حجاب در سالهای نخست انقلاب به هیچ وجه اقدام دولت ساختۀ فاقد پشتوانۀ اجتماعی نبوده است. 
۲۵ دی ۹۲ ، ۱۱:۴۶ سید احسان رئیس الساداتی
تا پشتوانه اجتماعی چه باشد؟ اقدام دولت ساخته یعنی کمیته با ماشین های پاترول سپاه که علاوه بر کار امنیتی خوب و فداکارانه کار گیر دادن به ملت را هم دنبال می کردند! و بسیاری از گروه های فشار و افراطی که با وصل شدن به یک چشمه قدرت٬ برای خود قلمروی ایجاد می کردند. (جالب اینکه بعضی از آنها اکنون در ایران نیستند.) حتمن که نباید قانون مجلس یا دستور رئیس جمهور باشد. دهه اول انقلاب هم آوردن مردم به خیابان برای سیاسیون کار سختی نبوده است.
ایجاد الزام برای حجاب در ابتدای انقلاب حرکت اشتباهی بود و به نظرم اشتباه تر از آن برخورد نکردن با عریان گرایی امروز است.
راستی ببخشید من در نظر قبلی خودم سلام نکردم. سلام
تا حدودی با جناب رئیس الساداتی موافقم ... خیلی دوست دارم نظر حضرت صاحب الزمان (عج) را در این باره بدونم ... نمی دونم چرا ولی هر چی فکر میکنم روند کنونی حجاب اجباری در جامعه را مورد تایید نمی دانم و از طرفی حق را به حجاب اختیاری نیز نمی توانم بدهم!
جناب صفار متنتان زیبا بود ولی خیلی پیچ در پیچ
۰۱ بهمن ۹۲ ، ۲۰:۱۵ عبدالله زاده
با تشکر از متن شما.
جدای این استدلالات ، گشایش های فضایی است که این جور بحث ها پیش میاره . گشایشی برای دیگران.
شاید به جای مباحثه با تئوریسن ها و مقاله نویس ها ، که بعیده توجیه بشوند و بپذیرند ، برای مردم عادی استدلال کرد و صحبت کرد
راستی
اینی که ، جدای از حجاب اختیاری با اقلیت ، بحث اصلی با جمعیت عمده ای هست که سر حدودش مشکل دارند نه اصلش
همچنین
موضوعی که بیشتر از حجاب ضربه میزنه ، آرایش هست.
چیزی که رواج یافته ، آرایش ، ترکیب لباس ها و انتخاب رنگ هست که بسیار زننده تر نمود داره. این مورد حتی به خانم ها چادری هم کشیده شده


به نظربنده این موضوعات مهم تر خواهد بود .
چون این حجاب اختیاری ، حرف عده ی قلیل روشنفکر-دینی اصلاح طلب هست نه مردم
سلام
در مورد یک:
مفروضتان اینست که قطعیت حجاب به عنوان حکم دینی، و حدود آن، و خروج از حدود فعلی حجاب همانقدر مستند و محکم به حکم خداست، که کله پاچه خوردن و نون خامه ای خوردن مخالف رژیم لاغریست.
این فرضتان عمیقا غلط است. تعداد زیادی از فقهای مجتهد فعلی شیعه، حتی از انواع غیر اصلاح طلب آنها، حکمی متفاوت دارند.
حتی مفصلا کتبی و مطالبی مبنی بر نفی حدود فعلی حجاب نوشته شده است.
متاسفانه شما جو حاکم شده را، طبیعی و محقق می پندارید،‌ درحالی که چنین نیست.

در مورد دوم:
اتفاقا بعضی فقها شان حجاب را به مانند شما فلسفه اش را محافظت جامعه نمیدانند. مشابه مورد اول دچار اشتباه حصر از سر ندانستن شده اید.

در مورد سوم:
اینکه فرموده این در عموم جوامع اسلامی تا قبل از دوران جدید، این حضور نداشته متاسفانه باز ناشی از ندانستن شما و نا آگاهی شماست.
شما دقت بفرمایید و تامل کنید،‌ مثلا در نبودن باب حجاب در کتب فقهای قدیم، که باب ستر الصلوه استُ و ...
اتفاقا باز هم این نشات گرفته از عدم تامل فقهی و مطالعه در این زمینه است.
مضافا بر اینکه تنها علت نفی حجاب، نبودن دستور به الزام حجاب نیست. نبودن دستور به الزام احکامی از جنس حجاب است. رجوع کنید مثلا به رویکرد حضرت امیر(ع) در نفی بدعت های خلفا. چه برسد به امری مثل حجاب که همانطور که قبلا ذکر کردم عقیده و برداشت فقهی جمع کثیری از اندیشمندان مسلمان با باورهای از سر نخواندن و ندانستن شما متفاوت است.

مورد چهارم:
این حدود لباس پوشیدن را، اگر مطالعه کنید، به طرق مختلف در جوامع مختلف با ساز و کارهای متفاوتی حفظ میکنند. لطفا با به مرز کشیدن بحثی جدی، و تاکید بر موارد ندانستن مخاطبتان، به مغلطه همبستگی دست نزنید.

متاسفانه با استفاده از ابزار زور، از حضور اندیشه های متفاوت و مستند و قوی در سطح جامعه جلوگیری شده، و این نتیجه اش این تراوشات ذهنی شماست که به عنوان تحصیلکرده اینقدر محتملات فقهی عده ای بزرگان را قطعیات جهان شمول می پندارید.
پاسخ:
علیکم السلام
1- تعداد زیادی از فقهای مجتهد فعلی منظورتان احمد قابل و امیرحسین ترکاشوند است؟! یا مثلاً حضرت آیت الله سروش دباغ؟!! کدامیک از فقها و علمای طراز اول بیش از هزار سال تاریخ فقاهت شیعه نظری جز وجوب پوشاندن کل بدن مگر وجه و کفین در مورد حجاب دارند؟ از این بسیاران به ذکر سه نفر، حتی یک نفر اکتفا کنید تا با عمق دانش و آگاهی شما بیشتر آشنا شویم. 
2- خوشه ای از خرمن دانایی خود به ما عنایت فرمایید و ذکر کنید کدامیک از فقهای بزرگ (البته نه نامستعدان شهرت طلب و به اصطلاح نواندیشان دینی) حجاب را معطوف به محافظت جامعه نمی دانند؟ کدام فقیهی حجاب را دارای غایتی فردی قلمداد کرده است؟
3- کدام احکام از جنس حجاب را امیرالمؤمنین تعطیل کردند؟ چطور الزام حجاب را از نوع بدعتهای خلفا میدانید؟ بر چه اساس؟ چرا مثلاً حجاب را از نوع روزه خواری علنی در ماه مبارک رمضان یا شرابخواری علنی که برایشان  تعزیر گذاشته شده ندانیم؟ 
4- اتفاقاً تکلیف اغلب امور در سرحداتش روشن میشود. یعنی ادامه دادن بحث تا رساندن آن به نهایت توابع و نتایجش. 
در پایان دوست دارم بپرسم چرا شما اینقدر نا آرام و عصبی شده اید؟ همه ما (لا اقل کسانی مثل بنده) دانسته ها و خوانده هایشان در برابر ندانسته ها و نخوانده ها قطره در مقابل دریاست. شما اگر بیشتر میدانید بگویید که ما هم استفاده کنیم. روشن و مشخص و مستدل. چرا این قدر جلز و ولز؟!
سلام. از اینکه طرز تفکر سران ما تا این حد غیر معقول و نسنجیده است متاسفم .پافشاری کشورهای غیر اسلامی بر تبعیت ملتشان از قوانین واحکام ایشان چنان مجدانه است که مثلا در این مورد در اخبار می شنویم حتی با خاطیان ( زنان محجبه )که برخی هموطن خودشان هستند به شدت برخورد می شود وحتی از حضور در مجامع علمی منعشان می کنند انوقت ما که یک کشور به اصطلاح مسلمان ومطرح در جهان هستیم می خواهیم علمدار مبارزه با اصیل ترین عقایدمان شویم چیزهایی که جامعه غرب رو به ان سو دارد که حفظ بنیان خانواده حداقل والبته بزرگترین فایده آن است . داشتن حجاب اختیاری مثل این است که بگوییم در پمپ های بنزین کشیدن سیگار اختیاری است وبعد از آن باید از هر طرف منتظر خبرهای انفجار وقتل عام گناهکار وبیگناه ! باشیم .خداوند همه ما را به راه راست هدایت نماید .
بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
علیکم السلام
1
برای یک نفر، لطفا نام احمد قابل را داشته باشید
اگر فکر میکنید با گذاشتن علامت تعجب جلوی نام افراد، صلاحیت اجتهادشان را زیر سوال می برید، خب جوابی ندارم. استهزاء، جز سکوت پاسخی ندارد.
دقیقا مسئله همین است. عده ای زیاد و قابل تامل از شیعیان دوازده امامی احمد قابل را مجتهد و مرجع تقلید میدانند. شما با تمسخرتان دقیقا چه میکنید؟! من فقط همین قدر که نشان بدهم از بین فقهای دوازده امامی، حتی یک نفر به این امر عقیده دارد، این امر از مسلم بودن خارج میشود. قطعا این به معنی پذیرش نظر آنها نیست، خود من هم به شخصه مدافع نظر ایشان نیستم، اصلا تخصصم در این بخش از فقه نیست منتها شما هم دقت کنید که بحث اصول نمیکنید. شما دارید استدلال میکنید به مسئله ای به عنوان قطعی شیعه، اینطور نیست. همین.
مفصلا بین علمای اهل سنت هم که دستشان از علمای ما در زمینه هایی بازتر است در زمینه مخالفت با جمع علما میشوید.
صرف نظر از اینکه با وارد شدن بیشترتان به فضای حوزه، متوجه فشارهایی که مانع علماست در بیان نظرات شاذشان میشوید. حتما توصیه میکنم نوشته های مطهری و منقولات از خویی را در زمینه فضا و جو حوزه مطالعه کنید.

2
بنده خودم از علمای اخباری دل خوشی ندارم. منتها اگر پدر و پسر مجلسی، ملامحسن فیض کاشانی، صاحب وسایل یا صاحب حدائق را جزو فقهای شیعه بزرگ میدانید، قطعا به نظراتشان در مورد باطل بودن قطعیت داشتن در غایت احکام را میشناسید

لطفا به این تمسخر با عنوان نامستعدان شهرت طلب خودتان را گول نزنید. **** *** *** ** **** *** **** ***** **** ****** ***** ** **** ******** **** *** * **** *** ****** ** ******* **** ***** ***** ***** * ******** ***** *** ** ** ** ***** ******* ** ** ***** ******* ****** ** *** ***** **** ****** **** **** **** *** * ***** ** **** ***** ***** ** *** ******* **** ***** ** ** ***** **** ***** **** ** ***** *** ******* ***** ****
******* *** ** ********

شما در حقیقت استدلالتان این است که بین فقهایی که من قبول دارم، فلان حکم قطعی است. خب، نگویید همه مذهبیون. این مغلطه مصادره به مطلوب است. اول کار شما فقهایی که دوست ندارید را حذف کنید، بعد بگویید مخاطب من مقلدین خامنه ای و مکارم و نوری همدانی است مثلا. این میشود شفاف و روشن استدلال کردن. نگویید شیعیان مذهبی، بگویید مقلدین از فلان مراجع. نگویید درون دینی، بگویید درون فرقه ما. این جهان شمول دیدن، واقعا آزاردهنده است.

3
همینکه این مسئله قطعی نیست روشن است؟ به نظرات شهید صدر میتوانید در همین موضوع رجوع کنید.

4
دقیقا همینطور است. منتها درصورتی که با ملزماتش باشد. اگر بدون دقت و بی دقت قیاس کنید، بی معنا میشود. از شما به عنوان کسی که در جامعه شناسی مطالعه داشته، توقع است که این مغلطه را نکنید که اگر حجاب در حد فعلی به صرف شدت تنازعات بین حکومت و مردم، اگر کنار گذاشته شود، فردا مردم لخت می آیند بیرون! مسئله از این پیچیده تر است. در کشورهای اسکاندیناوی که بی خدایی مسلک اکثر مردم است، مردم لخت بیرون می آیند؟ یا نیاز به گشت ارشاد شده برای لخت نشدن مردم؟ واقعا نیاز است من تفاوتهایی که سرانگشتی به ذهنم میرسد را اینجا بنویسم؟
و اتفاقا در مورد ترکیه، برداشتتان غلط است. لطفا دفعه بعد که ترکیه تشریف بردید از استانبول و آنتالیا کمی فاصله بگیرید، خواهید دید وضح حجاب را. نامه های نوشتاری تاجزاده و علی مطهری را بخوانید، مفصل و مستند به آمار برایتان نوشته اند.

صحبت از جلز و ولز نیست. اگر چه محبوب خداست در این مورد، طبق این آیه شریفه
لا یحب الله الجهر بالسوء من القول الا من ظلم
متاسفانه این فضایی که به واسطه زور ایجاد شده و بر سر ما ظلم است و فشار، وقتی آزار دهنده تر میشود که این ناراحتی و خفقان را کسی مثل شما هم انکار کند.
پاسخ:
فقط به این اکتفا می کنم که احمد قابل بنده خدا خودش هم چنین ادعاهایی که شما در موردش دارید، نداشت. 
ضمن اینکه بنده توفیق زیارت هیچ نقطه ای خارج از ایران جز سوریه و عراق را نداشته ام. اما به قول استاد فامیل دور (!): نخوردیم نون گندم، ولی یه چیزایی دیدیم و شنیدیم از مردم! وضعیت پوشش تابستانی بسیاری از کشورهای غربی و امثالهم چیزی است که ما بهش میگوییم عریانی. لازم نیست به صورت مادرزاد عریان شوند!
چرا اینهمه تاکید بر حجاب؟؟؟؟؟؟؟؟؟
این هم یک دستور ی است در کنار دستورات دیگر اسلام .این همه اهمیت دادن به آن و تبدیل شدن آن به یک معضل در جامعه امروز ، چرا ؟اگر مشکل حجاب حل بشه دیگه مشکل اخلاقی دیگه‌ای در جامعه به اسم مسلمون ما نیست ؟ این همه دسترات و احکام اخلاق ولی جایگاه اخلاقیات الان کجاست ؟
اصلا می‌توان گفت علت گریزان شدن لاقل نصف زن‌ها از اسلام همین حجاب باشه
بابا معیار قرآن .تاملی در تعداد ایات
تعداد ایات قرآن در مورد حجاب چند تااست ؟
خدا دستورات دیگری هم داده
عابد ظاهرپرست از حال ما اگاه نیست
وقتی خود دین میگوید لا اکراه فی دین --- شما داری از اجبار حجاب دم میزنید
تمام دین توصیه است نه اجبار --- اما افسوس که جوی فراهم نیست که همه از تریبون عمومی استفاده کنند و حرفهای خودشون را بیان کنند
میدان دست شماست اما میدانی که هر چه تلاش میکنید ادمهای زیادی گذری به میدان شما نمیکنند و ترجیح میدن مسیرشون رو کج کنن
اگه دست شما بود از فردا اصلاح کردن صورت مردان با تیغ هم جرم داشت
اجبار فقط در یک مورد مقبوله اونهم اجبار به رعایت حریم انسانها
کاش یاد بگیریم به شعور انسانی احترام بذاریم و از آزادی انسان نترسیم!
۲۹ مهر ۹۳ ، ۰۹:۱۷ ابوالفضل مهربان جهرمی
چرا حجاب در محیط عمومی مسلمانان باید اجباری باشد؟ در علم پزشکی یک دستورات فردی مربوط به هر بیمار وجود دارد که متعلق به حریم خصوصی او است، و اگر یک شخصی گفت من دارو نمی خورم تا بمیرم ، تا حدودی او را راهنمائی و ارشاد می کنند ، و در نهایت ممکن است او به دور از چشم پزشک و دیگران کاری را که باید انجام بدهد، نکند، یا کار خطرناکی نسبت به سلامتی فردی خود انجام دهد، امّا در علم پزشکی یک سری دستورات عمومی وجود دارد که مربوط به همه ی مردم و محیط عمومی می باشد ، که در این گونه موارد، اگر فردی بخواهد محیط جامعه را آلوده کند قطعاً توسط مسئولین بهداشت از آن جلوگیری می شود، مثلاً اگر کسی بخواهد در آب یا غذای عمومی آلودگی ایجاد کند و مظنون چنین جرم بزرگی باشد ، یقیناً از او جلوگیری می کنند،حال اسلام که برنامه ی تکامل و سلامتی جسمی و روحی و دنیوی و اُخروی انسان است که با توجّه به خطرات و منافع جسمی و روحی و دنیوی و اُخروی، تنظیم شده، مثل علم پزشکی دستورات فردی و اجتماعی دارد، در حیطه ی فردی کسانی که از منکر اطلاع دارند ارشاد و امر به معروف و نهی از منکر را انجام می دهند (مثل پدر و مادر) امّا عموم جامعه حقّ تجسّس در امور شخصی افراد ندارند؛(مگر در موارد خاصّی که ربط به عموم پیدا کند و توسط مراکز قانونی با حکم ورود به منزل اقدام شود) امّا مسائلی که مربوط به سطح عمومی جامعه هست و اقدام به آن به محیط عمومی لطمه وارد می کند،باید به خاطر حقوق دیگران با آن برخورد بشود، مثل همین مسأله ی حجاب در جامعه ی اسلامی، که اگر کسی در خانه جلوی نامحرم هایی که به عنوان مهمان وارد خانه می شوند، بی حجاب بنشیند، قطعاً اگر بدون توبه از دنیا برود جهنّمی است، امّا حکومت نمی تواند تجسّس کند که این فرد در خانه با حجاب است یا نه، امّا همین خانم اگر بخواهد بی حجاب در سطح عمومی جامعه وارد شود، و باعث تحریک جنسی و به گناه افتادن دیگران بشود، چون ضررش به عموم بر می گردد، حکومت موظّف است با او برخورد کند، که دیگران و خانواده های آنان آسیب نبینند.***
ضمناً به این چند حدیث دقّت کنید: 1- از مولای أعظم حضرت امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب علیه السلام که دانشمندان بزرگ به علمیّت سخنان مبارکشان اعتراف کرده اند، نقل شده که فرمودند: امر به معروف و نهی از منکر را ترک نکنید که بدترین افراد بر شما مسلّط می شوند ، آنگاه هرچه دعا کنید اجابت نمی شود. نهج البلاغه نامه 47-ص558*** 2- از امام صادق علیه السلام نقل شده که می فرمایند: خداوند عموم مسلمانان را به گناه پنهانی گروه خاصّی عذاب نمی کند، ولی وقتی عدّه ای آشکارا گناه کنند و عامّه ی مردم از آن جلوگیری ننمایند، هر دو گروه مورد عقوبت خدای عزّوجل قرار می گیرند. وسایل الشّیعه،ج11،ص404*** 3- باز از امام صادق علیه السلام نقل شده که می فرمایند: هر گناهکاری که در قومی گناهی انجام دهد و بر معصیتش ادب نشود، نخستین چیزی که خدا آن قوم را به آن گرفتار می کند، محرومیّت از برکات الهی است. وسائل الشّیعه،ج11،ص404

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

سایر مطالب