طلوع

محفل جهاد فکری
سرآغاز

روزنوشت جمعی طلوع محفل جهاد فکری چند طلبه و دانشجوی متعهد به ارزش‌های اسلام ناب محمدی(ص) است. در این مجال، با سرمشق گرفتن از مکتب امام خمینی(ره) جهاد فکری خود را در رکاب حضرت آیت الله خامنه‌ای پیگیری خواهیم کرد.

طبقه بندی موضوعی

توفیق ناتمام حجاب قانونی

سیدفرید حاج‏‌سیدجوادی

ارزش‌هاو هنجارها می‌توانند در قالب نمادهایی تجسم عینی بیابند. این نمادها در دلالت نخست خود تنها به همان ارزش یا هنجاری که از آن برآمده‌اند دلالت دارند؛ اما در مناسبات ساختاری با دیگر مؤلفه‌های اجتماعی می‌توانند دلالت‌های ثانویه‌ای بیابند و در شرایطی مدلول دوم جایگزین مدلول نخست می‌شود. روسری‌هایی که زنان ایرانی برای رعایت حجاب قانونی بر سر کرده و می‌کنند، مثالی برای این دلالت‌های نمادین است. این نماد اگرچه در دلالت نخست خود به حجاب شرعی اشاره دارد، ولی به دالّی برای اقتدار فرهنگی جمهوری اسلامی بدل شد و در حال حاضر هرگونه کنش اجتماعی درباره آن، بیش از آن‌که ناظر به مدلول نخست باشد، شاخصی برای سطح اقتدار سیاسی جمهوری اسلامی است. بازاندیشی در این دلالت نمادین را به پایان این نوشتار وامی‌گذاریم.

برای نگارنده که فرآیند تثبیت و نهادینه‌شدن عملی پوشش قانونی را در کودکی نظاره‌گر بودم، اقدام به استفاده از پوشش روسری ولو در شکل ناقص آن، نماد تمکین اجتماعی زنانی بود که در زیست فردی‌شان با شریعت همدل نبودند و تا آن مقطع ـ سال ۱۳۶۰ـ همچنان بر الگوی زیست دوران پهلوی اصرار می‌ورزیدند. بی‌تردید خط‌مشی الزام به حجاب در عرصه عمومی در گام نخست موفقیت‌هایی به همراه داشت. در آن مقطع فرهنگ عمومی از مداخله قانونی در پوشش زنان در عرصه عمومی و الزام به رعایت حجاب شرعی حمایت می‌کرد و این خط‌‌مشی توانست ترازی از پوشش را به‌عنوان هنجار در جامعه تثبیت نماید. نتیجه این خط‌مشی چنان بود که بسیاری از زنان ناملتزم به حجاب شرعی، در مجالس خانوادگی که با مشارکت خانواده‌های ملتزم به حجاب برگزار می‌شد، درجه‌ای از پوشش را رعایت می‌کردند. همین زنان به تدریج روسری را به‌عنوان جزو لاینفک پوشش در حوزه عمومی پذیرفتند.

این موفقیت اولیه چند دستاورد دیگر به ارمغان آورد؛ خانواده‌های مذهبی و دختران‌شان توانستند در محیط‌های گوناگون اجتماعی بی‌دغدغه حضور یابند. حضور دختران باحجاب در محیط‌هایی که پیش از آن به‌جهت اختلاط جنسی و فضای شهوانی برای‌شان ممنوع‌الورود بود، از جمله این دستاوردهاست؛ مانند سالن‌های سینما و سواحل‌ دریا. لذا باید اذعان کرد خط‌مشی الزام به حجاب قانونی، موفقیت‌هایی دربر داشته است. این خط‌مشی را می‌توان تلاش برای اصلاح و صیانت فرهنگ، مطابق ارزش‌های شرعی و با استفاده از اقتدار رسمی و مشروع حاکمیت دانست. حاکمیت در مداخله رسمی خود می‌تواند رفتارها را ضابطه‌مند سازد و به تبع آن هنجارها و ارزش‌هایی را حفظ نماید یا تغییر دهد. برای ارزیابی موفقیت این خط‌مشی در حفظ ارزش و هنجار پوشش اسلامی میان جامعه متدینین و بهبود آن در میان جامعه ناملتزم به شریعت، لازم است تأثیر دیگر عوامل مؤثر براین اهداف را نیز در نظر آوریم. بررسی تغییرات ارزش‌ها و هنجارها در عرصه حجاب و پوشش اجتماعی بدون لحاظ تأثیرات دیگر عوامل تاثیرگذار فرهنگی، و اسناد آن‌ها به خط‌مشی حجاب الزامی، غیرمنطقی و تبلیغاتی به‌نظر می‌رسد.

بازار مصرف فرهنگی جامعه ایرانی در دو دهه اخیر گسترش فزاینده‌ای یافته و سهم محصولات فرهنگی غیرایرانی در آن افزایش یافته است. این تغییرات از جمله عوامل تأثیرگذار بر هنجارهای پوشش جامعه به‌ویژه جوانان و نوجوانان بوده است. لذا اگر ارزش‌های پوشش اسلامی در جامعه، با تراز مطلوب فاصله دارد ـ بلکه روند فاصله‌گیری در آن مشهود است ـ دلیل کافی برای نادرستی الزام به حجاب نیست؛ اما می‌تواند ناتمامیت این خط‌مشی برای تحقق اهداف آن را آشکار سازد.

الزام به حجاب قانونی در مرحله شکل‌گیری اولیه با وجود کاستی‌های حقوقی، فقهی و اجرایی، توانست موفقیت‌هایی را در ارتقای ارزش و هنجار پوشش اسلامی تحصیل نماید؛ اما بی‌توجهی به تغییرات ساختاری در حوزه فرهنگ عمومی و بسنده‌کردن به اجرای همان خط‌مشی در قالبی عمدتاً انتظامی، آن دستاوردها را در معرض آسیب قرار داده است. جمهوری اسلامی می‌بایست سازوکار مناسبی برای ارزیابی مستمر خط‌مشی‌های فرهنگی و اجتماعی براساس اهداف آن‌ها طرح‌ریزی نماید، تا اجرای آن‌ها در قالب‌ها و زمان‌های نامناسب به تضعیف ارزش‌ها و اهداف متوقع از آن خط‌مشی‌ها نیانجامد.

خط‌مشی الزام به حجاب قانونی از جمله مواردی است که بر اساس بازخوردها نیازمند بازنگری، اصلاح و تکمیل است. نگارنده در سال جاری مشارکت فعالی را برای تبیین «عقلانیت الزام به حجاب اجتماعی» در میان جامعه دانشگاهی تجربه کرده‌ام و بدین باور رسیده‌ام که حتی در میان بخش قابل توجهی از جامعه متدین و متشرع نیز الزام به حجاب در جامعه، قانونی غیرعقلایی و تعبدی قلمداد شده، در نتیجه اجرای آن به امری غیرفرهنگی و برخاسته از اراده سیاسی تبدیل شده است. در چنین فضایی مدافعان حجاب قانونی بیش از آن‌که به ابعاد فرهنگی  و اجتماعی آن توجه داشته باشند، دفاع از آن را به مثابه‌ی کنشی سیاسی و با هدف دفاع از اقتدار نظام اسلامی پی‌گیری می‌نمایند. از سوی دیگر، شکاف ارزشی بخشی از جامعه با حاکمیت در موضوع حجاب، دستمایه‌ی کنش‌گری مخالفان برای کاهش اقتدار اجتماعی و سیاسی حاکمیت شده است.

در بازگشت به فراز آغازین نوشتار، به باور نویسنده مسأله امروز جامعه ایرانی «دوگانه‌ی حجاب اجباری و حجاب اختیاری» نیست؛ بلکه سیاسی‌شدن حجاب در عرصه اجتماعی است که تا این حد مسأله‌ساز شده است. در این شرایط به‌نظر می‌رسد حاکمیت و مردم هر دو در «سیاست‌زدایی از حجاب و پوشش اجتماعی» همدل و هم‌داستان باشند. بازنگری در خط‌مشی حجاب می‌‎تواند دلالت ثانویه‌ی آن را که به امر سیاسی معطوف بود کاهش دهد و پوشش اجتماعی را از نماد سیاسی به نماد فرهنگی بازگرداند.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ اسفند ۹۶ ، ۲۳:۰۴

   «چ»، ذکرمصیبت نخبگی است، سوگواره‌ای بر سیل سراسیمه‌ی اندوه و غم ست که بر جان و روح یک نابغه‌ی دین‌دار سنگینی می‌کند. آه بلندی ست بر ناشناختگی مردی شجاع، بزرگ و عاقل که حتی اصغر وصالی نیز او را نمی‌فهمد.

«چ» حاتمی کیا، مویه‌گری مردمان کرد پاوه است بر غربت میهمانی که شاخه گل محبت او رابه دور انداختند.

چمران حاتمی کیا، عاقلانه نگاه می‌کند، نه احساساتی. ژرفا را می‌بیند نه سطح را. ایستاده و برپا می‌جنگد نه خمیده و بر زمین.

۱۶ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۸ فروردين ۹۳ ، ۰۱:۵۱

دور تند

احمد مخبری

دولت اصلاحات در سال‌های میانی دهه‌ی هفتاد از دل دولت کارگزاران سازندگی بیرون آمد و فضای سیاسی کشور را دگرگون کرد. پیش از آن، تفکر حاکم بر اکثر دولت‌مردان، لزوم «تعریف و تمجید عمومی» به جای هرگونه «نقد و اشکال» بود. این دیدگاه، فضای سیاسی و به تبع آن فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی کشور را دچار فروبستگی و تنگ‌نظری کرده‌بود. البته در گوشه و کنار کشور ، کار و تلاش و سازندگی در جریان بود. نیروگاه‌ها، سدها و کارخانه‌های گوناگون در این‌جا و آن‌جا شکل می‌گرفت و رئیس دولت در تریبون جمعه گزارش قدم به قدم این سازندگی‌ را به مردم ارائه می‌کرد اما آن‌چه بیشتر به چشم مردم می‌آمد، فشارهای اقتصادی، برخی فسادها، تبعیض‌ها و ویژه‌خواری‌ها بود. نقدهای منطقی در پستوها و نامه‌نگاری‌های محرمانه جریان داشت اما در فضای عمومی کشور مهر خاموشی بر لبان افکار عمومی نقش بسته‌بود. گروهی از روی حجب و حیا و دلسوزی ، مطالب خود را اظهار نمی‌کردند و گروهی نیز از خوف برخورد دولت‌مردان؛ برخوردهایی از جنس آن‌چه که با «جهان اسلام» رخ داد.

هویت انقلابی و متدین جامعه‌ی اسلامی ایران، در ذات خود با چنین ایستایی و مانایی در عرصه‌ی اجتماع و سیاست هم‌خوانی نداشت. بنابراین، شعارهای نو و حرف‌هایی که گشایش این بستگی را نوید می‌داد،  در دوم خرداد 1376، مورد اقبال عمومی‌ قرار گرفت و دولت اصلاحات با پرچم آزادی و چندصدایی، جانشین دولت سازندگی و رفتارهای فروبستی آن شد. به جز گروه‌های معدودی از اهل فرهنگ و سیاست که عقبه‌ی جریان اصلاحات را می‌شناختند، جامعه از کیستی و چیستی این جریان اطلاعی نداشت و لبخند و شعار مدعیان اصلاحات‌ را بر استمرار رفتارهای دولت سازندگی در پوشش شعارهای ارزشی ‌، ترجیح داد. دولت دوم خرداد هم با توهم دائمی بودن این اقبال عمومی، اجرای سیاست‌های خاص فرهنگی و سیاسی خود را پی‌گیرشد. حالا جامعه احساس می‌کرد از فضای بسته‌ی دوران سازندگی عبور کرده‌است و می‌تواند نقد خود به دولت‌مردان را آزادانه بیان کند.

۹ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۳ اسفند ۹۲ ، ۱۰:۲۹

آسیب‌شناسی سلوک جهادی

سیدفرید حاج‏‌سیدجوادی

انقلاب اسلامی به اقتضاء ذات فرهنگی خود، پدیدآورنده و احیاء کننده دامنه‌ای از مفاهیم اسلامی و انقلابی بود. برخی از این مفاهیم اگرچه در صدر اسلامی پدیدار شده بودند، اما به واسطه دور شدن مسیر جامعه اسلامی از پیمایش مسیر ناب و اصیل خود، زیر غبار روزمرگی فراموش شده بودند. از جمله این مفاهیم، جهاد بود که تنها در مقاطعی کوتاه از حیات اجتماعی مسلمین در قالب جنگ‌های دفاعی بروز و ظهور می‌یافت. با پیروزی نهضت اسلامی مردم ایران، مفهوم جهاد با توسعه‎ی مفهومی به عرصه‌های اجتماعی، عمرانی، علمی و فرهنگی گسترش یافت.

بازیابی منزلتِ سلوک جهادی در خدمت‌گزاری مخلصانه به مردم، نهادهای اجتماعی متناسب با این ارزش را پی‌ریزی کرد. جهاد سازندگی و جهاد دانشگاهی دو نمونه از ساختارهایی بودند که ایفای ماموریت‌های خدمت‌گزاری را با اتکا به ارزش‌های جهادی پی‌گیری می‌کردند. شوربختانه، نادانی و بی‌توجهی به ویژگی‌ها و مزایای این نهادهای مردمی، موجب شد در سیر زمانه، الگوی تلاش و خدمت‌گزاری جهادی در قالب سازمان‌های اداری محبوس شود. نتیجه این سوءتدبیر، از دست دادن هویت این ساختارها و ادغام آن در سازمان‌های دیوانسالار متعارف بود.

۳ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۱۰ اسفند ۹۲ ، ۱۸:۵۵

مسئله زنانگی و ارزش‌های اسلامی

سیدفرید حاج‏‌سیدجوادی

پیش از آنکه رهاورد بازگشت ایرانیان از اروپا، امواج تجدد را به ایران بیاورد، جامعه ایرانی بنا به سنت خود و در قالب‌های زندگی ایلاتی، روستایی و شهری نقش‌های اجتماعی و خانوادگی را میان مردان و زنان تقسیم کرده بود. این الگوهای تقسیم خالی از تنوع نبود، اما برخی از کارویژه‌ها مانند زاد و ولد، مادری و کدبانوگری در خانه، در همه گونه‌های زندگی ایرانی به زنان اختصاص داشت. مشارکت زنان در تامین اقتصاد خانواده در خانوار عشایری بیشتر از روستایی و هر دو بیشتر از شهری بود.  شئون اجتماعی و مشارکت‌های جمعی نیز چنان رونقی نداشت که درباره آن بحثی در میان باشد.

در سالهای نزدیک به انقلاب مشروطه و پس از آشنایی ایرانیان با الگوهای زندگی مدرن  به تدریج رفتارها و نقش‌‍‌های اجتماعی جدیدی در جامعه زنان ایرانی نمایان شد. از نخستین چالش‌های بحث‌برانگیز این دوران آموزش خط و نوشتن به زنان بوده است. جامعه سنتی ایران این اقدام را برخلاف هنجارهای خود می‌یافت و آن را تهدیدی برای مناسبات اجتماعی و قدرت می‌انگاشت. ارزش‌های اسلامی نیز اگرچه در ذات خود مشوق و موید علم‌آموزی زنان بود، اما به جهت برخی تحذیرها زمینه‌ساز ممانعت از رشد علمی و فرهنگی زنان شده بود. سهل‌انگاری مذهبی منادیان حقوق زنان و هم‌آوایی شان با بدعت‌ها و انحرافاتی مانند بهاییت، سرسختی و تعصب بیشتر متدینین و روحانیان را موجب شده بود. در آن دوران روحانیانی که با الگوهای جدید مشارکت اجتماعی زنان همراهی محدودی ابراز می‌کردند، به کژدینی و انحراف متهم می‌شدند. متاسفانه باید اذعان داشت، دفع یکپارچه هرگونه تامل و بازاندیشی در مناسبات سنتی جامعه و هم‌ردیف کردن آن با بهاییت و بابیت، زمینه شکل‌گیری نگاه مصلحانه و معتدل را مسدود می‌کرد.

۵ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۳ اسفند ۹۲ ، ۱۸:۲۴

این‌که افکار عمومی چیست و کجاست و به چه می‌اندیشد، از غامض‌ترین پرسش‌هایی است که همه نظریه‌های سیاسی و جامعه‌شناختی و ارتباطی را درگیر خود کرده است و معمولا برای آن پاسخ روشنی هم در میان نیست؛ اما نظرخواهی‌ها یکی از مهم‌ترین نمودها، برای ارزیابی خواست و اراده و طرز تلقیِ فضای عمومی است، صرف‌نظر از ایراداتی که هم‌واره به تعمیم‌پذیریِ آن‌ها وارد شده و می‌شود. در ایرانِ امروز نیز تقریبا نظرسنجی‌ها کارساز و بسیار قابل تامل شده‌‌اند و محمل مناسبی برای اخذ تصمیم‌های سترگ و اساسی به‌شمار می‌روند و اگر در حوزه سیاست و ایامی نظیر انتخابات و برگزاری راهپیمایی‌های مهم، پیام‌های آن‌ها علنی و صریح است، در فرهنگ و جامعه، این گرایش‌ها، پیچیده‌تر و دیریاب‌تر به نظر می‌رسد.

نمونه جالب‌توجه اخیر در این زمینه، فیلم‌های برتر سی و دومین جشنواره فیلم فجر است که به انتخاب تماشاگران تهرانی، برگزیده شده‌اند؛ در این‌جا چهار ویژگی را می‌شود مشاهده کرد:‌ اول آن‌که این دوره از جشن‌واره فیلم فجر، یکی از سیاسی‌ترین ادوار آن بود، هم به اعتبار دولتِ تازه که می‌خواست مداوما تغییرات را به رُخ همگان بکشاند و این مساله در افتتاحیه و اختتامیه بسیار به چشم می‌آمد؛ دوم اظهارنظرهای آشکارا سیاسی کارگردانان و بازی‌گران مطرح که ابایی از بیان عقاید خود در مراسم مختلف مرتبط با جشن‌واره و میزگردهای خبری آن نداشتند؛ سوم فیلم‌های مختلفی که یا در متنِ اصلی روایت‌گر روی‌دادهای سیاسی بودند و یا پُر از نیش و کنایه‌های سیاسی؛ و چهارم آن‌که سی‌مرغ نگاه مردمی که از سوی «تهرانی»‌ها برگزیده شد و گرداننده آن نیز «خانه سینما» بود، معرف میل و رغبت و گرایش همان طبقه متوسط تهرانیِ سینمارویی است که برخی تصورات خاصی درباره‌اش داشته و دارند.

شیار 143

۲ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۳۰ بهمن ۹۲ ، ۰۸:۵۳

قیاس و ارتجاع

احمد مخبری

مقایسه‌ی حکومت امریکا با فرعون، آن‌گونه که این روزها در افواه سیاسی کشور شنیده می‌شود،  قیاسی درست و به‌جاست.تمامی ویژ‌ه‌گی‌های حکمرانی به سبک فرعون و اطرافیانش، در هیأت حاکمه‌ی رژیم امریکا دیده می‌شود.

فرعونیان، سیاهه‌ای از رفتارهای ظالمانه[1] در سابقه‌ی حکومت خود داشتند و به انحاء مختلف، مردمانی بی‌گناه را به استضعاف[2] می‌کشاندند و گروهی فاسق را به نعمت و مکنت می‌رساندند و مستضعان را مورد آزار و عذاب قرار می‌دادند[3]. استفاده از بدترین و زجرآورترین انواع شکنجه‌ها مانند به چارمیخ کشیدن انسان‌ها در حکومت فرعون، زبان‌زد و ضرب المثل شده‌بود[4]. اسراف[5] و افساد[6] و ارتکاب انواع جرم[7] وفسق و فجور[8] در میان فرعونیان، متداول بود و هیچ پرهیز و تقوایی[9] از آن‌‌ها دیده نمی‌شد.

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۹ بهمن ۹۲ ، ۱۵:۳۴

آنچه مهم است این است که نظام جمهورى اسلامى یک ساخت حقوقى و رسمى دارد ..که البته حفظ اینها لازم و واجب است؛ اما کافى نیست. همیشه در دلِ ساخت حقوقى، یک ساخت حقیقى، یک هویت حقیقى و واقعى وجود دارد؛ او را باید حفظ کرد. این ساخت حقوقى در حکم جسم است؛ در حکم قالب است، آن هویت حقیقى در حکم روح است؛ در حکم معنا و مضمون است. اگر آن معنا و مضمون تغییر پیدا کند، ولو این ساخت ظاهرى و حقوقى هم باقى بماند، نه فایده‌اى خواهد داشت، نه دوامى خواهد داشت؛ مثل دندانى که از داخل پوک شده، ظاهرش سالم است؛ با اولین برخورد با یک جسم سخت در هم می شکند.  (دیدار با دانشجویان علم و صنعت، 24/9/87)

نخبگان جریان ساز جریانات فکری و رفتاری عموم مردم در جامعه هستند. به تعبیری کسانی که به نوعی محل رجوع عموم افراد به حساب می آیند. معمولاً فرض بر این است که نخبگان خود اهل فکر و تصمیم هستند و هرچند از نظرات دیگران نیز استفاده می کنند اما در نهایت خود به جمع بندی رسیده و مسیر حرکت زندگی خود را تعیین می کنند.

کارکرد کلان نخبگان جبهه حق چیست؟ نشان دادن مسیر حق و تلاش برای حرکت دادن سایر افراد جامعه در آن مسیر. از هر گروهی از نخبگان انتظار خاصی می رود. طبعاً در این میان نخبگان مختلف، با ویژگی های متفاوت فکری، روحی، علمی و عملی وظایف متفاوتی بر دوش دارند. در میان نخبگان جبهه حق، علمای دینی جایگاه خاصی دارند. افرادی که تغییرات زمانه، جایگاه مرجعیت آنها را در برابر سایر گروه ها و جریان ها دچار مخاطرات اساسی کرده است تا جایی که در بسیاری از کشورهای مدرن، با پذیرش سکولاریسم و بلکه تقدیس آن، اساساً حوزه مرجعیت علمای دینی در محدوده اندکی گرفتار آمده است. امام خمینی (ره) با انقلاب اسلامی، برای احیای حاکمیت همه جانبه دین در همه عرصه های زندگی بشری تلاش ویژه ای مبدول نمود و از برکات مهم انقلاب، احیای مرجعیت علمای دینی در حوزه امور اجتماعی، سیاسی جامعه بوده است.

این فرصت کم نظیر و شاید بی نظیر با اشتباهات پی در پی و با قصور و تقصیرها می تواند به آسانی از دست برود و فردای ما بازگشتی تلخ و اسفناک تر به دوران حاکمیت طاغوت باشد در حالی که همچنان نام «جمهوری اسلامی» در شناسنامه حکومت ایران وجود دارد! استحاله از درون! پوسیدگی نظام جمهوری اسلامی می تواند بسیار آرام و به تدریج رخ دهد و دل سپردن به اسم ها و نام ها و نهادها و شعارها با حذف جزء به جزء ارکان حقیقی ماهیت اسلامی نظام ما، جز خودفریبی نام دیگری نخواهد داشت.

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۸ بهمن ۹۲ ، ۰۱:۰۰

"شک نباید کرد که انقلاب اسلامی ایران از همه انقلابها جدا است، هم در پیدایش و هم در کیفیت مبارزه و هم درانگیزه انقلاب و قیام..."

انقلابهای بزرگ دنیا ماننند انقلاب کبیر فرانسه و روسیه اساسا برای جایگزینی حاکمیت انسان به جای خدا رخ داد اما انقلاب کبیر اسلامی ایران در اصل برای بازگرداندن انسان ذیل ولایت الهی شکل گرفت

و امام حکیم از این روی بود که "به ملتهای شریف ستمدیده و به ملت عزیز ایران توصیه می کرد که از این راه مستقیم الهی که نه به شرق ملحد و نه به غرب ستمگر کافر وابسته است ، بلکه به صراطی که خداوند به آنها نصیب فرموده است محکم و استوار ومتعهد و پایدار پایبند بماند ، و لحظه ای از شکر این نعمت غفلت نکرده ودستهای ناپاک عمال ابرقدرتها، چه عمال خارجی و چه عمال داخلی بدتر ازخارجی ، تزلزلی در نیت پاک و اراده آهنین آنان رخنه نکند؛ و بدانند که هرچه رسانه های گروهی عالم و قدرتهای شیطانی غرب و شرق اشتلم می زنند دلیل برقدرت الهی ملت ایران است و خداوند بزرگ سزای آنان را هم در این عالم و هم درعوالم دیگر خواهد داد. انه ولی النعم و بیده ملکوت کل شی ء"

هدف انقلاب ایران در مواجهه با نظام بر آمده از تفکر غرب مدرن جایگزینی عقلانیت خدا بنیاد در برابر عقلانیت خود بنیاد بود و در این مسیر البته خودکفایی ،خود باوری، استقلال و آزادی ابزارهایی در مسیر دستیابی به اهداف عالی انقلاب اسلامی.

غفلتی که در مواجهه با انقلاب اسلامی واهداف آن رخ داده جابه جایی برخی از ابزارها با اهداف است و این نکته ای است که امام به شدت از آن هشدار داده است که هدف غایی ما در انقلاب اسلامی نیل به سعادت حقیقی و غایت قصوای عالم که همانا تحقق مکتب توحید است باید باشد و جمهوری اسلامی و استقلال و دستیابی به پیشرفتهای مادی اگر در این مسیر نباشد از مسیر انقلاب اسلامی خارج شده است و فریاد او در تاریخ نقش بسته که:

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۴ بهمن ۹۲ ، ۱۱:۴۵

حتما بارها به معضل و مشکلی در یک نظریه مطرح و مشهور برخورده‌اید؛ نوعی بی‌ربطی، بی‌منطقی یا نامفهومی که نتایج و پی‌آمدهای نظریه و شالوده فکری نظریه‌پردازش را در پیش چشم شما، سُست کرده و اسنجام اندیشه او را به زیر سوال برده است.

بخش زیادی از این خرده‌گیری‌ به نظریه‌ها، ناشی از کژفهمی، ترجمه نادرست و شتاب‌زدگی در انتقال آرا و ایده‌هاست؛ این عمدتا محصول دوره‌ای از حیات فکری جامعه ایرانی است که ترجمه‌های ناصواب بسیار بودند و مدرسانِ شیفته نظریه‌پردازان غربی، میدان‌دار. با کم‌رنگ شدن این اشتیاق و قوت‌گرفتن ترجمه‌ها، رفته‌رفته بخش اول مشکل در حال فروکاهیدن است و حالا اساتیدی میان‌دار بحث‌اند که خود را به ساحت تفسیر و تامل نزدیک کرده‌اند.

Habermas Popper

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۶ بهمن ۹۲ ، ۰۸:۰۱

سایر مطالب